creates

[ایالات متحده]/[ˈkriːɪts]/
[بریتانیا]/[ˈkriːɪts]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به وجود آوردن؛ ایجاد کردن؛ تولید یا طراحی کردن؛ ایجاد یا آغاز کردن

عبارات و ترکیب‌ها

creates tension

ایجاد تنش

creates opportunity

ایجاد فرصت

creates problems

ایجاد مشکل

created value

ارزش ایجاد شده

creates atmosphere

ایجاد فضاو هوا

creates impact

ایجاد تاثیر

creates jobs

ایجاد شغل

creates conflict

ایجاد تضاد

creates excitement

ایجاد هیجان

جملات نمونه

the software creates a seamless user experience.

نرم‌افزار تجربه‌ی کاربری یکپارچه ایجاد می‌کند.

the artist creates stunning sculptures from clay.

هنرمند مجسمه‌های خیره‌کننده از خاک رس می‌سازد.

the new policy creates opportunities for growth.

سیاست جدید فرصت‌هایی برای رشد ایجاد می‌کند.

the chef creates delicious meals with fresh ingredients.

آشپز غذاهای خوشمزه با مواد اولیه تازه تهیه می‌کند.

the composer creates beautiful music for the orchestra.

آهنگساز موسیقی زیبا برای ارکستر می‌سازد.

the company creates innovative products to meet market demand.

شرکت محصولات نوآورانه برای پاسخگویی به تقاضای بازار ایجاد می‌کند.

the writer creates compelling characters in the novel.

نویسنده شخصیت‌های جذاب در رمان خلق می‌کند.

the engineer creates efficient systems for transportation.

مهندس سیستم‌های کارآمد برای حمل و نقل ایجاد می‌کند.

the marketing team creates engaging content for social media.

تیم بازاریابی محتوای جذاب برای رسانه‌های اجتماعی ایجاد می‌کند.

the algorithm creates personalized recommendations for users.

الگوریتم توصیه‌های شخصی‌سازی‌شده برای کاربران ایجاد می‌کند.

the teacher creates a positive learning environment for students.

معلم یک محیط یادگیری مثبت برای دانش‌آموزان ایجاد می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید