ergonomics

[ایالات متحده]/ˌɜːgə'nɒmɪks/
[بریتانیا]/'ɝgə'nɑmɪks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ارگونومی

جملات نمونه

The ergonomics of the new office were felt to be optimal.

ظرافت ارگونومیک دفتر جدید بهینه تلقی می‌شد.

ergonomics plays a crucial role in designing comfortable office chairs

ارگونومی نقش مهمی در طراحی صندلی‌های راحت دفتر دارد.

ergonomics focuses on optimizing the interaction between people and their work environment

ارگونومی بر بهینه‌سازی تعامل بین افراد و محیط کار تمرکز دارد.

ergonomics considers factors such as posture, lighting, and equipment design

ارگونومی عواملی مانند وضعیت بدنی، نورپردازی و طراحی تجهیزات را در نظر می‌گیرد.

ergonomics aims to reduce discomfort and prevent musculoskeletal disorders

ارگونومی هدف آن کاهش ناراحتی و پیشگیری از اختلالات اسکلتی-عضلانی است.

ergonomics principles are applied in the design of tools and equipment

اصول ارگونومی در طراحی ابزارها و تجهیزات به کار گرفته می‌شوند.

ergonomics experts study how people interact with products and systems

متخصصان ارگونومی نحوه تعامل افراد با محصولات و سیستم‌ها را مطالعه می‌کنند.

ergonomics can improve efficiency and productivity in the workplace

ارگونومی می‌تواند کارایی و بهره‌وری را در محیط کار بهبود بخشد.

ergonomics guidelines help create user-friendly interfaces for digital devices

دستورالعمل‌های ارگونومی به ایجاد رابط‌های کاربرپسند برای دستگاه‌های دیجیتال کمک می‌کنند.

ergonomics assessments are conducted to identify ergonomic risks in the workplace

ارزیابی‌های ارگونومی برای شناسایی خطرات ارگونومیک در محیط کار انجام می‌شوند.

ergonomics training teaches employees how to maintain proper posture and prevent injuries

آموزش ارگونومی به کارمندان می‌آموزد که چگونه وضعیت بدنی مناسب را حفظ کرده و از آسیب‌ها جلوگیری کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید