| جمع | ergonomists |
ergonomist advice
مشاوره ارگونومی
ergonomist consultation
مشاوره ارگونومی
ergonomist assessment
ارزیابی ارگونومی
ergonomist services
خدمات ارگونومی
ergonomist training
آموزش ارگونومی
ergonomist role
نقش ارگونومیست
ergonomist expertise
تخصص ارگونومیست
ergonomist evaluation
ارزیابی ارگونومی
ergonomist recommendations
توصیه های ارگونومیست
ergonomist practices
روش های ارگونومیست
the ergonomist designed a new office chair.
طراح ارگونومی یک صندلی اداری جدید طراحی کرد.
as an ergonomist, she focuses on improving workplace safety.
به عنوان یک متخصص ارگونومی، او بر بهبود ایمنی محل کار تمرکز دارد.
the ergonomist conducted a study on computer usage.
متخصص ارگونومی مطالعه ای در مورد نحوه استفاده از رایانه انجام داد.
consulting an ergonomist can enhance productivity.
مشورت با یک متخصص ارگونومی می تواند بهره وری را افزایش دهد.
the ergonomist recommended adjustments to the workstation.
متخصص ارگونومی تنظیمات ایستگاه کاری را توصیه کرد.
she works as an ergonomist for a large corporation.
او به عنوان متخصص ارگونومی برای یک شرکت بزرگ کار می کند.
the ergonomist emphasized the importance of posture.
متخصص ارگونومی بر اهمیت وضعیت بدنی تاکید کرد.
they hired an ergonomist to assess the factory layout.
آنها یک متخصص ارگونومی استخدام کردند تا طرح کارخانه را ارزیابی کند.
an ergonomist can help reduce workplace injuries.
یک متخصص ارگونومی می تواند به کاهش آسیب های محل کار کمک کند.
the ergonomist's report highlighted several issues.
گزارش متخصص ارگونومی چندین مشکل را برجسته کرد.
ergonomist advice
مشاوره ارگونومی
ergonomist consultation
مشاوره ارگونومی
ergonomist assessment
ارزیابی ارگونومی
ergonomist services
خدمات ارگونومی
ergonomist training
آموزش ارگونومی
ergonomist role
نقش ارگونومیست
ergonomist expertise
تخصص ارگونومیست
ergonomist evaluation
ارزیابی ارگونومی
ergonomist recommendations
توصیه های ارگونومیست
ergonomist practices
روش های ارگونومیست
the ergonomist designed a new office chair.
طراح ارگونومی یک صندلی اداری جدید طراحی کرد.
as an ergonomist, she focuses on improving workplace safety.
به عنوان یک متخصص ارگونومی، او بر بهبود ایمنی محل کار تمرکز دارد.
the ergonomist conducted a study on computer usage.
متخصص ارگونومی مطالعه ای در مورد نحوه استفاده از رایانه انجام داد.
consulting an ergonomist can enhance productivity.
مشورت با یک متخصص ارگونومی می تواند بهره وری را افزایش دهد.
the ergonomist recommended adjustments to the workstation.
متخصص ارگونومی تنظیمات ایستگاه کاری را توصیه کرد.
she works as an ergonomist for a large corporation.
او به عنوان متخصص ارگونومی برای یک شرکت بزرگ کار می کند.
the ergonomist emphasized the importance of posture.
متخصص ارگونومی بر اهمیت وضعیت بدنی تاکید کرد.
they hired an ergonomist to assess the factory layout.
آنها یک متخصص ارگونومی استخدام کردند تا طرح کارخانه را ارزیابی کند.
an ergonomist can help reduce workplace injuries.
یک متخصص ارگونومی می تواند به کاهش آسیب های محل کار کمک کند.
the ergonomist's report highlighted several issues.
گزارش متخصص ارگونومی چندین مشکل را برجسته کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید