erme

[ایالات متحده]/ˌiː ɑːr em ˈiː/
[بریتانیا]/ˌiː ɑːr em ˈiː/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr. تجهیزات اندازه گیری نرخ خطا
شکل‌های واژه
جمعermes

جملات نمونه

the ermergency team responded within minutes.

تیم اورژانس در کمتر از چند دقیقه پاسخ داد.

medical ermergency protocols were immediately activated.

پروتکل‌های اورژانس پزشکی فورا فعال شدند.

the hospital established a new ermergency ward.

بیمارستان یک بخش جدید اورژانس راه اندازی کرد.

they developed an ermergency response plan for the building.

آن‌ها یک برنامه پاسخگویی اورژانس برای ساختمان توسعه دادند.

the ermergency call center operates twenty-four hours daily.

مرکز فوریت‌های اورژانس ۲۴ ساعته کار می‌کند.

first aid training is essential for ermergency situations.

آموزش اولیه در حالت‌های اورژانسی ضروری است.

the ermergency exit is clearly marked on each floor.

خروجی اورژانس در هر طبقه به روشنی مشخص شده است.

she works as an ermergency medical technician.

او به عنوان یک فنی پزشکی اورژانس کار می‌کند.

the city upgraded its ermergency alert system last year.

شهر سیستم هشدار اورژانس خود را سال گذشته به روز کرد.

an ermergency fund was created for unexpected crises.

یک صندوق اورژانس برای بحران‌های غیرمنتظره ایجاد شد.

the ermergency generator powered the entire facility.

ژنراتور اورژانس تمامی ساختمان را تغذیه می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید