errands

[ایالات متحده]/ˈɛrəndz/
[بریتانیا]/ˈɛrəndz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع "errand"; یک سفر کوتاه که برای تحویل یا جمع آوری چیزی انجام می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

run errands

انجام کارهای خرید

do errands

انجام کارهای خرید

errands to run

کارهای خرید برای انجام

finish errands

تمام کردن کارهای خرید

quick errands

کارهای خرید سریع

daily errands

کارهای خرید روزانه

errands list

لیست کارهای خرید

running errands

انجام کارهای خرید

errands day

روز کارهای خرید

errands partner

همکار کارهای خرید

جملات نمونه

i need to run some errands this afternoon.

من باید امروز بعد از ظهر چند کار انجام دهم.

she often combines her errands with grocery shopping.

او اغلب کارهای خود را با خرید مواد غذایی ترکیب می‌کند.

he asked me to help him with his errands.

از من خواست که در انجام کارهایم به او کمک کنم.

doing errands can be quite time-consuming.

انجام کارها می‌تواند بسیار زمان‌بر باشد.

i'll finish my errands before dinner.

من کارهایم را قبل از شام تمام خواهم کرد.

she enjoys running errands on the weekend.

او از انجام کارهای آخر هفته لذت می‌برد.

he always forgets where he parked while running errands.

او همیشه فراموش می‌کند کجا ماشین را پارک کرده است در حالی که در حال انجام کارها است.

can you pick up the dry cleaning while you're out running errands?

آیا می‌توانید در حالی که بیرون هستید، لباس‌های خشک‌شویی را تحویل بگیرید؟

she has a long list of errands to complete today.

او امروز لیست طولانی از کارها برای انجام دادن دارد.

running errands is easier when you have a car.

انجام کارها با داشتن ماشین آسان‌تر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید