rescue missions
مأموریتهای نجات
church missions
مأموریتهای کلیسایی
space missions
مأموریتهای فضایی
future missions
مأموریتهای آینده
successful missions
مأموریتهای موفق
planning missions
مأموریتهای برنامهریزی شده
dangerous missions
مأموریتهای خطرناک
military missions
مأموریتهای نظامی
undertaking missions
مأموریتهای انجام دادن
global missions
مأموریتهای جهانی
the charity's missions include providing food and shelter to the homeless.
مأموریتهای این خیریه شامل تامین غذای منازلگریخته و ارائه پناهگاه به آنها میشود.
our first mission is to secure the area and assess the damage.
مأموریت اول ما اطمینان حاصل کردن از منطقه و ارزیابی آسیبهای وارد شده است.
the team successfully completed their mission despite the challenges.
تیم بهطور موفقیتآمیز مأموریت خود را به اتمام رساند، در حالیکه با چالشهایی مواجه بود.
he dedicated his life to missions of humanitarian aid in developing countries.
او تمام عمر خود را به مأموریتهای کمکهای انسانی در کشورهای در حال توسعه اختصاص داد.
the space agency has several upcoming missions to explore mars.
این سازمان فضایی چندین مأموریت آینده برای کاوش مارس دارد.
the company's mission statement emphasizes customer satisfaction and innovation.
این بیانیه مأموریت شرکت بر روی رضایت مشتری و نوآوری تاکید دارد.
the rescue mission was launched to find survivors after the earthquake.
این مأموریت نجات به منظور یافتن زندهماندگان پس از زلزله آغاز شد.
the missionaries worked tirelessly to spread their religious missions.
مبلغان دینی با پشتکار فراوان برای گسترش مأموریتهای دینی خود کوشیدند.
the military mission involved gathering intelligence and disrupting enemy operations.
این مأموریت نظامی شامل جمعآوری اطلاعات و مختل کردن عملیات دشمن بود.
the organization's core missions are education and environmental conservation.
مأموریتهای اصلی این سازمان آموزش و حفظ محیط زیست است.
the long-term mission of the project is to improve public health.
مأموریت بلندمدت این پروژه بهبود سلامت عمومی است.
rescue missions
مأموریتهای نجات
church missions
مأموریتهای کلیسایی
space missions
مأموریتهای فضایی
future missions
مأموریتهای آینده
successful missions
مأموریتهای موفق
planning missions
مأموریتهای برنامهریزی شده
dangerous missions
مأموریتهای خطرناک
military missions
مأموریتهای نظامی
undertaking missions
مأموریتهای انجام دادن
global missions
مأموریتهای جهانی
the charity's missions include providing food and shelter to the homeless.
مأموریتهای این خیریه شامل تامین غذای منازلگریخته و ارائه پناهگاه به آنها میشود.
our first mission is to secure the area and assess the damage.
مأموریت اول ما اطمینان حاصل کردن از منطقه و ارزیابی آسیبهای وارد شده است.
the team successfully completed their mission despite the challenges.
تیم بهطور موفقیتآمیز مأموریت خود را به اتمام رساند، در حالیکه با چالشهایی مواجه بود.
he dedicated his life to missions of humanitarian aid in developing countries.
او تمام عمر خود را به مأموریتهای کمکهای انسانی در کشورهای در حال توسعه اختصاص داد.
the space agency has several upcoming missions to explore mars.
این سازمان فضایی چندین مأموریت آینده برای کاوش مارس دارد.
the company's mission statement emphasizes customer satisfaction and innovation.
این بیانیه مأموریت شرکت بر روی رضایت مشتری و نوآوری تاکید دارد.
the rescue mission was launched to find survivors after the earthquake.
این مأموریت نجات به منظور یافتن زندهماندگان پس از زلزله آغاز شد.
the missionaries worked tirelessly to spread their religious missions.
مبلغان دینی با پشتکار فراوان برای گسترش مأموریتهای دینی خود کوشیدند.
the military mission involved gathering intelligence and disrupting enemy operations.
این مأموریت نظامی شامل جمعآوری اطلاعات و مختل کردن عملیات دشمن بود.
the organization's core missions are education and environmental conservation.
مأموریتهای اصلی این سازمان آموزش و حفظ محیط زیست است.
the long-term mission of the project is to improve public health.
مأموریت بلندمدت این پروژه بهبود سلامت عمومی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید