erraticism in behavior
ناپایداری در رفتار
erraticism of thoughts
ناپایداری افکار
erraticism in performance
ناپایداری در عملکرد
erraticism of trends
ناپایداری روندها
erraticism in decisions
ناپایداری در تصمیمات
erraticism of emotions
ناپایداری احساسات
erraticism in patterns
ناپایداری الگوها
erraticism of signals
ناپایداری سیگنالها
erraticism in markets
ناپایداری در بازارها
erraticism of behavior
ناپایداری در رفتار
his erraticism made it difficult to predict his next move.
رفتار غیرقابل پیشبینی او باعث میشد حدس زدن حرکت بعدیاش دشوار باشد.
the erraticism of the stock market can be alarming for investors.
ناپایداری بازار سهام میتواند برای سرمایهگذاران نگرانکننده باشد.
her erraticism in performance led to mixed reviews from critics.
عملکرد غیرمنظم او باعث شد منتقدین نظرات متفاوتی داشته باشند.
he struggled with erraticism in his mood swings.
او در مقابله با نوسانات خلقیاش دچار مشکل بود.
the weather's erraticism this season has surprised everyone.
ناپایداری هوا در این فصل همه را شگفتزده کرده است.
her erraticism in attendance raised concerns among her colleagues.
غایبی او در حضور باعث نگرانی همکارانش شد.
erraticism in his behavior worried his family.
رفتار غیرمنظم او باعث نگرانی خانوادهاش شد.
the team's erraticism in performance has cost them several games.
عملکرد غیرقابل پیشبینی تیم باعث از دست دادن چندین مسابقه برای آنها شده است.
erraticism can often be a sign of deeper issues.
ناپایداری اغلب میتواند نشانهای از مشکلات عمیقتر باشد.
managing her erraticism became a daily challenge for her friends.
مدیریت رفتار غیرمنظم او برای دوستانش به یک چالش روزمره تبدیل شد.
erraticism in behavior
ناپایداری در رفتار
erraticism of thoughts
ناپایداری افکار
erraticism in performance
ناپایداری در عملکرد
erraticism of trends
ناپایداری روندها
erraticism in decisions
ناپایداری در تصمیمات
erraticism of emotions
ناپایداری احساسات
erraticism in patterns
ناپایداری الگوها
erraticism of signals
ناپایداری سیگنالها
erraticism in markets
ناپایداری در بازارها
erraticism of behavior
ناپایداری در رفتار
his erraticism made it difficult to predict his next move.
رفتار غیرقابل پیشبینی او باعث میشد حدس زدن حرکت بعدیاش دشوار باشد.
the erraticism of the stock market can be alarming for investors.
ناپایداری بازار سهام میتواند برای سرمایهگذاران نگرانکننده باشد.
her erraticism in performance led to mixed reviews from critics.
عملکرد غیرمنظم او باعث شد منتقدین نظرات متفاوتی داشته باشند.
he struggled with erraticism in his mood swings.
او در مقابله با نوسانات خلقیاش دچار مشکل بود.
the weather's erraticism this season has surprised everyone.
ناپایداری هوا در این فصل همه را شگفتزده کرده است.
her erraticism in attendance raised concerns among her colleagues.
غایبی او در حضور باعث نگرانی همکارانش شد.
erraticism in his behavior worried his family.
رفتار غیرمنظم او باعث نگرانی خانوادهاش شد.
the team's erraticism in performance has cost them several games.
عملکرد غیرقابل پیشبینی تیم باعث از دست دادن چندین مسابقه برای آنها شده است.
erraticism can often be a sign of deeper issues.
ناپایداری اغلب میتواند نشانهای از مشکلات عمیقتر باشد.
managing her erraticism became a daily challenge for her friends.
مدیریت رفتار غیرمنظم او برای دوستانش به یک چالش روزمره تبدیل شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید