eruditely expressed
بیان شده با دانشی عمیق
eruditely discussed
بحث شده با دانشی عمیق
eruditely analyzed
تحلیل شده با دانشی عمیق
eruditely presented
ارائه شده با دانشی عمیق
eruditely written
نوشته شده با دانشی عمیق
eruditely argued
استدلال شده با دانشی عمیق
eruditely critiqued
انتقاد شده با دانشی عمیق
eruditely conveyed
منتشر شده با دانشی عمیق
eruditely informed
اطلاع رسانی شده با دانشی عمیق
eruditely taught
آموزش داده شده با دانشی عمیق
she spoke eruditely about the history of art.
او با دانشی عمیق در مورد تاریخ هنر صحبت کرد.
he writes eruditely on various scientific topics.
او با دانشی عمیق در مورد موضوعات علمی مختلف مینویسد.
the professor eruditely explained the complex theories.
استاد به طور مفصلی نظریههای پیچیده را توضیح داد.
they discussed philosophy eruditely at the seminar.
آنها با دانشی عمیق در مورد فلسفه در سمینار بحث کردند.
she eruditely analyzed the novel's themes.
او با دانشی عمیق مضامین رمان را تحلیل کرد.
he presented his research eruditely at the conference.
او با دانشی عمیق تحقیقات خود را در کنفرانس ارائه کرد.
the article was written eruditely, showcasing deep knowledge.
مقاله با دانشی عمیق نوشته شده بود و دانش عمیقی را نشان میداد.
she eruditely critiqued the film's artistic elements.
او با دانشی عمیق عناصر هنری فیلم را مورد انتقاد قرار داد.
he spoke eruditely about the impact of technology on society.
او با دانشی عمیق در مورد تأثیر فناوری بر جامعه صحبت کرد.
they eruditely debated the implications of climate change.
آنها با دانشی عمیق در مورد پیامدهای تغییرات آب و هوایی بحث کردند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید