eruditions

[ایالات متحده]/ˌeruˈdɪʃn/
[بریتانیا]/ˌeruˈdɪʃn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دانش عمیق به دست آمده از طریق مطالعه و یادگیری؛ تحصیل.

جملات نمونه

The professor's erudition came from long years of study.

هوش و فراست استاد حاصل سال‌ها تحصیل طولانی بود.

They fancied themselves learned and assumed airs of erudition.

آنها خود را آقا خوانده و رفتارهای متکبرانه نشان می دادند.

His erudition in ancient history is impressive.

دانش او در تاریخ باستان قابل تحسین است.

She is known for her erudition in literature and philosophy.

او به خاطر دانش عمیقش در ادبیات و فلسفه شناخته شده است.

The professor's erudition on the subject is unmatched.

دانش استاد در این زمینه بی نظیر است.

His erudition and eloquence make him a captivating speaker.

دانش و فصاحت او او را به یک سخنران جذاب تبدیل کرده است.

The book is a testament to the author's erudition and research skills.

این کتاب گواهی بر دانش و مهارت های تحقیقاتی نویسنده است.

She impressed the panel with her erudition during the interview.

او با دانش خود در طول مصاحبه، هیئت را تحت تاثیر قرار داد.

His erudition on the subject is evident from his detailed analysis.

دانش او در این زمینه از تحلیل دقیق او آشکار است.

The erudition of the speaker shone through in his lecture.

دانش سخنران در سخنرانی او به خوبی نمایان بود.

Her erudition and passion for the topic are clear in her writing.

دانش و اشتیاق او به موضوع در نوشته هایش آشکار است.

The erudition of the author is evident in the depth of the book's content.

دانش نویسنده در عمق محتوای کتاب آشکار است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید