wisdom

[ایالات متحده]/ˈwɪzdəm/
[بریتانیا]/ˈwɪzdəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صحت عمل یا تصمیم بر اساس دانش و قضاوت خوب؛ کیفیت حکمت؛ دانش و تجربه.

عبارات و ترکیب‌ها

conventional wisdom

دانش متعارف

great wisdom

خرد بزرگ

wisdom teeth

دندان عقل

wisdom tooth

دندان عقل

practical wisdom

خرد عملی

folk wisdom

حکمت فولکلور

جملات نمونه

the wisdom of the ancients

خرد باستانی

the wisdom of a Socrates.

خرد یک سقراط.

challengethe wisdom of a procedure

چالش خرد یک روش

the wit and wisdom of the place

هوش و خرد مکان

wisdom born of experience.

حکمت ناشی از تجربه.

The wisdom of the people is inexhaustible.

خرد مردم بی پایان است.

extract a wisdom tooth.

استخراج دندان عقل

Wisdom and goodness are twinborn.

خرد و نیک‌خواهی، زاده دو قل هستند.

Learn wisdom by the folly of others.

از نادانی دیگران حکمت بیاموز.

She was a font of wisdom and good sense.

او منبعی از خرد و عقل سلیم بود.

in their wisdom they decided to dispense with him.

با خرد خود تصمیم گرفتند از او صرف نظر کنند.

wisdom comes with age.

خرد با سن همراه است.

P-is wisdom in everyday life.

P-حکمت در زندگی روزمره است.

These tags of wit and wisdom bore me.

این برچسب‌ها و جملات هوشمندانه من را خسته کردند.

Ancient Greece was a fountain of wisdom and philosophy.

یونان باستان منبعی از خرد و فلسفه بود.

the wisdom of our progenitors. descendant

خرد نیاکانمان. نواده

her wisdom in matters of childbirth was legendary.

دانش او در امور زایمان افسانه‌ای بود.

Ganesa was the god of wisdom and success in Hindu mythology.

گانهشا خدای خرد و موفقیت در اساطیر هندو بود.

the myths and received wisdom about the country's past.

اساطیر و باورهای رایج درباره گذشته کشور.

She is endued with wisdom from above.

او با خرد از بالا آراسته شده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید