| جمع | erythemas |
erythema nodosum
گرده بثورهای
erythema multiforme
بثورهای چند شکلی
erythema marginatum
بثورهای حاشیهای
erythema toxicum
بثورهای سمی
erythema migrans
بثورهای مهاجر
erythema ab igne
بثورهای ناشی از حرارت
erythema annulare
بثورهای حلقوی
erythema pernio
بثورهای پِρνِیو
erythema chronicum
بثورهای مزمن
erythema fissuratum
بثورهای شکافدار
patients with erythema often experience discomfort.
بیماران مبتلا به ارتما در اغلب موارد دچار ناراحتی میشوند.
erythema can be a sign of an allergic reaction.
ارتما میتواند نشانهای از واکنش آلرژیک باشد.
the doctor diagnosed her with erythema multiforme.
پزشک او را به ارتما مولتیفورمه تشخیص داد.
applying lotion can help soothe erythema.
مالیدن لوسیون میتواند به تسکین ارتما کمک کند.
sun exposure can lead to erythema in some individuals.
قرار گرفتن در معرض نور خورشید میتواند باعث ایجاد ارتما در برخی افراد شود.
she was concerned about the erythema on her skin.
او نگران ارتما روی پوستش بود.
doctors often treat erythema with topical steroids.
پزشکان اغلب ارتما را با استفاده از استروئیدهای موضعی درمان میکنند.
chronic erythema may require further medical evaluation.
ارتما مزمن ممکن است نیاز به ارزیابی بیشتر پزشکی داشته باشد.
she noticed erythema after using a new skincare product.
او متوجه ارتما پس از استفاده از یک محصول مراقبت از پوست جدید شد.
erythema can occur due to various skin conditions.
ارتما میتواند به دلیل شرایط مختلف پوستی رخ دهد.
erythema nodosum
گرده بثورهای
erythema multiforme
بثورهای چند شکلی
erythema marginatum
بثورهای حاشیهای
erythema toxicum
بثورهای سمی
erythema migrans
بثورهای مهاجر
erythema ab igne
بثورهای ناشی از حرارت
erythema annulare
بثورهای حلقوی
erythema pernio
بثورهای پِρνِیو
erythema chronicum
بثورهای مزمن
erythema fissuratum
بثورهای شکافدار
patients with erythema often experience discomfort.
بیماران مبتلا به ارتما در اغلب موارد دچار ناراحتی میشوند.
erythema can be a sign of an allergic reaction.
ارتما میتواند نشانهای از واکنش آلرژیک باشد.
the doctor diagnosed her with erythema multiforme.
پزشک او را به ارتما مولتیفورمه تشخیص داد.
applying lotion can help soothe erythema.
مالیدن لوسیون میتواند به تسکین ارتما کمک کند.
sun exposure can lead to erythema in some individuals.
قرار گرفتن در معرض نور خورشید میتواند باعث ایجاد ارتما در برخی افراد شود.
she was concerned about the erythema on her skin.
او نگران ارتما روی پوستش بود.
doctors often treat erythema with topical steroids.
پزشکان اغلب ارتما را با استفاده از استروئیدهای موضعی درمان میکنند.
chronic erythema may require further medical evaluation.
ارتما مزمن ممکن است نیاز به ارزیابی بیشتر پزشکی داشته باشد.
she noticed erythema after using a new skincare product.
او متوجه ارتما پس از استفاده از یک محصول مراقبت از پوست جدید شد.
erythema can occur due to various skin conditions.
ارتما میتواند به دلیل شرایط مختلف پوستی رخ دهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید