erythema

[ایالات متحده]/ˌɛrɪˈθiːmə/
[بریتانیا]/ˌɛrɪˈθimə/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قرمزی پوست ناشی از التهاب
Word Forms
جمعerythemas

عبارات و ترکیب‌ها

erythema nodosum

گرده بثوره‌ای

erythema multiforme

بثوره‌ای چند شکلی

erythema marginatum

بثوره‌ای حاشیه‌ای

erythema toxicum

بثوره‌ای سمی

erythema migrans

بثوره‌ای مهاجر

erythema ab igne

بثوره‌ای ناشی از حرارت

erythema annulare

بثوره‌ای حلقوی

erythema pernio

بثوره‌ای پِρνِیو

erythema chronicum

بثوره‌ای مزمن

erythema fissuratum

بثوره‌ای شکافدار

جملات نمونه

patients with erythema often experience discomfort.

بیماران مبتلا به ارتما در اغلب موارد دچار ناراحتی می‌شوند.

erythema can be a sign of an allergic reaction.

ارتما می‌تواند نشانه‌ای از واکنش آلرژیک باشد.

the doctor diagnosed her with erythema multiforme.

پزشک او را به ارتما مولتی‌فورمه تشخیص داد.

applying lotion can help soothe erythema.

مالیدن لوسیون می‌تواند به تسکین ارتما کمک کند.

sun exposure can lead to erythema in some individuals.

قرار گرفتن در معرض نور خورشید می‌تواند باعث ایجاد ارتما در برخی افراد شود.

she was concerned about the erythema on her skin.

او نگران ارتما روی پوستش بود.

doctors often treat erythema with topical steroids.

پزشکان اغلب ارتما را با استفاده از استروئیدهای موضعی درمان می‌کنند.

chronic erythema may require further medical evaluation.

ارتما مزمن ممکن است نیاز به ارزیابی بیشتر پزشکی داشته باشد.

she noticed erythema after using a new skincare product.

او متوجه ارتما پس از استفاده از یک محصول مراقبت از پوست جدید شد.

erythema can occur due to various skin conditions.

ارتما می‌تواند به دلیل شرایط مختلف پوستی رخ دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید