escapologies

[ایالات متحده]/ɪˌskeɪˈpɒlədʒiz/
[بریتانیا]/ɪˌskeɪˈpɑːlədʒiz/

ترجمه

n. هنر یا عمل فرار از یک وضعیت

عبارات و ترکیب‌ها

escapologies accepted

پذیرش فرارها

escapologies offered

ارائه فرارها

escapologies needed

نیاز به فرارها

escapologies explained

توضیح فرارها

escapologies requested

درخواست فرارها

escapologies made

فرارها انجام شده

escapologies acknowledged

تصدیق فرارها

escapologies received

دریافت فرارها

escapologies expressed

ابراز فرارها

escapologies anticipated

پیش‌بینی فرارها

جملات نمونه

his escapologies during the meeting were quite amusing.

تلاش‌های او برای فرار از موضوع در طول جلسه بسیار خنده‌دار بود.

she used escapologies to avoid answering tough questions.

او از فرار برای جلوگیری از پاسخ دادن به سؤالات دشوار استفاده کرد.

we often resort to escapologies when faced with criticism.

ما اغلب در مواجهه با انتقاد به فرار متوسل می‌شویم.

his escapologies made it hard to take him seriously.

فرار او باعث می‌شد او را جدی نگرفتیم.

escapologies can be a sign of insecurity.

فرار می‌تواند نشانه‌ای از ناامنی باشد.

she mastered the art of escapologies in social situations.

او هنر فرار را در موقعیت‌های اجتماعی به خوبی آموخت.

his constant escapologies frustrated his colleagues.

فرارهای مداوم او همکارانش را آزار می‌داد.

using escapologies can sometimes lead to misunderstandings.

استفاده از فرار گاهی اوقات می‌تواند منجر به سوء تفاهم شود.

she realized that escapologies were not a solution to her problems.

او متوجه شد که فرار راه‌حلی برای مشکلاتش نیست.

his escapologies often lightened the mood during stressful times.

فرارهای او اغلب در زمان‌های پر استرس، فضا را تلطیف می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید