justifications

[ایالات متحده]/dʒʌstɪfɪˈkeɪʃənz/
[بریتانیا]/dʒʌstɪfɪˈkeɪʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. دلایلی که برای دفاع یا توجیه چیزی ارائه می‌شوند

عبارات و ترکیب‌ها

legal justifications

توجیهات قانونی

moral justifications

توجیهات اخلاقی

ethical justifications

توجیهات اخلاقی

economic justifications

توجیهات اقتصادی

political justifications

توجیهات سیاسی

social justifications

توجیهات اجتماعی

rational justifications

توجیهات عقلانی

practical justifications

توجیهات عملی

scientific justifications

توجیهات علمی

personal justifications

توجیهات شخصی

جملات نمونه

his justifications for the delay seemed reasonable.

توجیهات او برای تاخیر منطقی به نظر می‌رسید.

the justifications provided were not convincing enough.

توجیهاتی که ارائه شده بودند به اندازه کافی قانع کننده نبودند.

she offered several justifications for her decision.

او دلایل متعددی برای تصمیم خود ارائه کرد.

the justifications for the policy change were well-articulated.

توجیهات مربوط به تغییر سیاست به خوبی بیان شده بودند.

we need clear justifications for this expenditure.

ما به دلایل روشنی برای این هزینه نیاز داریم.

his justifications were based on extensive research.

توجیهات او بر اساس تحقیقات گسترده بود.

there are many justifications for protecting the environment.

دلایل زیادی برای حفاظت از محیط زیست وجود دارد.

the justifications for the project's budget were thoroughly examined.

توجیهات مربوط به بودجه پروژه به طور کامل بررسی شدند.

legal justifications can sometimes be quite complex.

توجیهات قانونی گاهی اوقات می‌تواند بسیار پیچیده باشد.

her justifications for the late submission were understandable.

توجیهات او برای ارسال دیر هنگام قابل درک بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید