escargots

[ایالات متحده]/[ˈesˈkɑːɡoʊ]/
[بریتانیا]/[ˈesˈkɑːɡoʊ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حلزون‌ها، معمولاً به عنوان یک غذا آماده می‌شوند؛ غذایی از حلزون، به ویژه در آشپزی فرانسوی.

عبارات و ترکیب‌ها

eating escargots

خوردن حلزون

fresh escargots

حلزون تازه

served escargots

حلزون سرو شده

love escargots

عشق به حلزون

preparing escargots

آماده کردن حلزون

delicious escargots

حلزون خوشمزه

buying escargots

خرید حلزون

grilled escargots

حلزون گریل شده

tiny escargots

حلزون‌های کوچک

find escargots

پیدا کردن حلزون

جملات نمونه

we enjoyed a delicious appetizer of escargots in garlic butter.

ما از یک غذای پیش‌دستی خوشمزه حلزون‌ها در کره سیر لذت بردیم.

the restaurant is famous for its classic escargots dish.

این رستوران به خاطر غذای کلاسیک حلزون‌هایش مشهور است.

she carefully extracted the escargots from their shells.

او با دقت حلزون‌ها را از صدف‌هایشان خارج کرد.

he ordered a plate of escargots with parsley and crusty bread.

او یک بشقاب حلزون با جعفری و نان ترد سفارش داد.

trying escargots was a unique culinary experience for them.

چشیدن حلزون‌ها یک تجربه آشپزی منحصر به فرد برای آنها بود.

the escargots were served hot and bubbly in a ceramic dish.

حلزون‌ها در یک بشقاب سرامیکی داغ و پر جنب و جوش سرو شدند.

many people find escargots to be a delicacy.

بسیاری از مردم حلزون‌ها را غذایی لذیذ می‌دانند.

she used tongs to carefully remove the escargots.

او از انبر برای خارج کردن با دقت حلزون‌ها استفاده کرد.

the escargots were prepared with a rich, buttery sauce.

حلزون‌ها با سس غنی و خامه‌ای تهیه شدند.

he dipped the escargots in the garlic butter sauce.

او حلزون‌ها را در سس کره سیر فرو برد.

the escargots were a surprising and delightful addition to the menu.

حلزون‌ها یک افزودنی غیرمنتظره و دلپذیر به منو بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید