eschalot

[ایالات متحده]/ˈɛʃ.ə.lɒt/
[بریتانیا]/ˈɛʃ.ə.lɑːt/

ترجمه

n. نوعی پیاز که اغلب در آشپزی استفاده می‌شود؛ اصطلاح دیگری برای پیازچه
شکل‌های واژه
جمعeschalots

عبارات و ترکیب‌ها

fresh eschalot

پیازچه تازه

chopped eschalot

پیازچه خرد شده

pickled eschalot

پیازچه ترشی

fried eschalot

پیازچه سرخ شده

raw eschalot

پیازچه خام

جملات نمونه

she added eschalot to the salad for extra flavor.

او اسچالوت را به سالاد برای طعم بیشتر اضافه کرد.

the recipe calls for finely chopped eschalot.

دستور غذا نیاز به اسچالوت خرد شده دارد.

we sautéed the eschalot before adding it to the dish.

ما اسچالوت را تفت دادیم قبل از اضافه کردن آن به غذا.

eschalot is often used in french cuisine.

اسچالوت اغلب در آشپزی فرانسوی استفاده می شود.

he prefers eschalot over regular onions for its milder taste.

او ترجیح می دهد از اسچالوت به جای پیاز معمولی به دلیل طعم ملایم تر آن استفاده کند.

chopping eschalot can make you cry just like regular onions.

خرد کردن اسچالوت می تواند باعث گریه شما شود مانند پیاز معمولی.

she garnished the dish with diced eschalot.

او غذا را با اسچالوت خرد شده تزئین کرد.

in the sauce, the eschalot adds a subtle sweetness.

در سس، اسچالوت طعم شیرینی ملایمی اضافه می کند.

pairing eschalot with garlic enhances the dish's aroma.

ترکیب اسچالوت با سیر عطر غذا را افزایش می دهد.

he recommended using eschalot in the marinade.

او توصیه کرد از اسچالوت در مایه استفاده شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید