escritoires

[ایالات متحده]/ˈɛskrɪtwɑː/
[بریتانیا]/ˈɛskrɪtˌwɛr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. میز نوشتن با کشوها

عبارات و ترکیب‌ها

antique escritoire

میز تحریر قدیمی

escritoire drawer

کشوی میز تحریر

escritoire desk

میز تحریر

escritoire set

ست میز تحریر

escritoire design

طراحی میز تحریر

modern escritoire

میز تحریر مدرن

escritoire style

سبک میز تحریر

escritoire features

ویژگی‌های میز تحریر

escritoire collection

مجموعه میز تحریر

escritoire materials

مواد میز تحریر

جملات نمونه

she placed her laptop on the escritoire.

او لپ‌تاپ خود را روی میز تحریر قرار داد.

the antique escritoire was a family heirloom.

میز تحریر قدیمی یک ارث خانوادگی بود.

he spent hours organizing papers at his escritoire.

او ساعت‌ها وقت خود را صرف مرتب کردن کاغذها روی میز تحریر کرد.

an escritoire can add elegance to a room.

یک میز تحریر می‌تواند ظرافت را به یک اتاق اضافه کند.

the escritoire had intricate carvings on its surface.

میز تحریر دارای حکاکی‌های پیچیده روی سطح آن بود.

she wrote her novel at the old escritoire.

او رمان خود را روی میز تحریر قدیمی نوشت.

his grandfather's escritoire is now in the living room.

میز تحریر پدربزرگش اکنون در اتاق نشیمن است.

they decided to restore the antique escritoire.

آنها تصمیم گرفتند میز تحریر قدیمی را بازسازی کنند.

the escritoire was filled with letters and notes.

میز تحریر پر از نامه‌ها و یادداشت‌ها بود.

she decorated her escritoire with fresh flowers.

او میز تحریر خود را با گل‌های تازه تزئین کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید