espies

[ایالات متحده]/ɪˈspaɪz/
[بریتانیا]/ɪˈspaɪz/

ترجمه

v. می‌بیند یا نظاره می‌کند (شخص سوم مفرد از espy)

عبارات و ترکیب‌ها

the espies

جاسوس‌ها

espies on

جاسوس‌ها در مورد

espies are

جاسوس‌ها هستند

espies in

جاسوس‌ها در

espies out

جاسوس‌ها بیرون

espies among

جاسوس‌ها در میان

espies at

جاسوس‌ها در

espies report

گزارش جاسوس‌ها

espies gather

جاسوس‌ها جمع‌آوری می‌کنند

espies reveal

جاسوس‌ها آشکار می‌کنند

جملات نمونه

the spy espies the enemy's movements from a distance.

جاسوس از راه دور حرکات دشمن را زیر نظر دارد.

she espies a rare bird in the trees.

او یک پرنده کمیاب را در درختان مشاهده می‌کند.

the detective espies clues hidden in plain sight.

مامور پلیس سرنخ‌های پنهان در ملا عام را مشاهده می‌کند.

he quietly espies his friends planning a surprise party.

او به آرامی دوستانش را در حال برنامه‌ریزی برای یک مهمانی غافلگیرکننده مشاهده می‌کند.

the child espies a squirrel gathering nuts.

کودک سنجری را می‌بیند که در حال جمع‌آوری گردو است.

she espies an opportunity to improve her skills.

او فرصتی برای بهبود مهارت‌های خود می‌بیند.

the journalist espies a story worth telling.

روزنامه‌نگار داستانی را که ارزش گفتن دارد، می‌بیند.

he espies a chance to negotiate a better deal.

او فرصتی برای مذاکره در مورد یک معامله بهتر می‌بیند.

as she walks, she espies interesting architecture.

همانطور که او راه می‌رود، معماری جالب را می‌بیند.

the cat espies its prey from behind the bushes.

گربه طعمه خود را از پشت بوته‌ها می‌بیند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید