the espies
جاسوسها
espies on
جاسوسها در مورد
espies are
جاسوسها هستند
espies in
جاسوسها در
espies out
جاسوسها بیرون
espies among
جاسوسها در میان
espies at
جاسوسها در
espies report
گزارش جاسوسها
espies gather
جاسوسها جمعآوری میکنند
espies reveal
جاسوسها آشکار میکنند
the spy espies the enemy's movements from a distance.
جاسوس از راه دور حرکات دشمن را زیر نظر دارد.
she espies a rare bird in the trees.
او یک پرنده کمیاب را در درختان مشاهده میکند.
the detective espies clues hidden in plain sight.
مامور پلیس سرنخهای پنهان در ملا عام را مشاهده میکند.
he quietly espies his friends planning a surprise party.
او به آرامی دوستانش را در حال برنامهریزی برای یک مهمانی غافلگیرکننده مشاهده میکند.
the child espies a squirrel gathering nuts.
کودک سنجری را میبیند که در حال جمعآوری گردو است.
she espies an opportunity to improve her skills.
او فرصتی برای بهبود مهارتهای خود میبیند.
the journalist espies a story worth telling.
روزنامهنگار داستانی را که ارزش گفتن دارد، میبیند.
he espies a chance to negotiate a better deal.
او فرصتی برای مذاکره در مورد یک معامله بهتر میبیند.
as she walks, she espies interesting architecture.
همانطور که او راه میرود، معماری جالب را میبیند.
the cat espies its prey from behind the bushes.
گربه طعمه خود را از پشت بوتهها میبیند.
the espies
جاسوسها
espies on
جاسوسها در مورد
espies are
جاسوسها هستند
espies in
جاسوسها در
espies out
جاسوسها بیرون
espies among
جاسوسها در میان
espies at
جاسوسها در
espies report
گزارش جاسوسها
espies gather
جاسوسها جمعآوری میکنند
espies reveal
جاسوسها آشکار میکنند
the spy espies the enemy's movements from a distance.
جاسوس از راه دور حرکات دشمن را زیر نظر دارد.
she espies a rare bird in the trees.
او یک پرنده کمیاب را در درختان مشاهده میکند.
the detective espies clues hidden in plain sight.
مامور پلیس سرنخهای پنهان در ملا عام را مشاهده میکند.
he quietly espies his friends planning a surprise party.
او به آرامی دوستانش را در حال برنامهریزی برای یک مهمانی غافلگیرکننده مشاهده میکند.
the child espies a squirrel gathering nuts.
کودک سنجری را میبیند که در حال جمعآوری گردو است.
she espies an opportunity to improve her skills.
او فرصتی برای بهبود مهارتهای خود میبیند.
the journalist espies a story worth telling.
روزنامهنگار داستانی را که ارزش گفتن دارد، میبیند.
he espies a chance to negotiate a better deal.
او فرصتی برای مذاکره در مورد یک معامله بهتر میبیند.
as she walks, she espies interesting architecture.
همانطور که او راه میرود، معماری جالب را میبیند.
the cat espies its prey from behind the bushes.
گربه طعمه خود را از پشت بوتهها میبیند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید