esterase

[ایالات متحده]/ˈɛstəreɪz/
[بریتانیا]/ˈɛstərˌeɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آنزیمی که هیدرولیز استرها را کاتالیز می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

serum esterase

سروم استراز

lipid esterase

لیپید استراز

plasma esterase

پلاسما استراز

carboxyl esterase

استراز کربوکسیل

acetylcholinesterase

استراز کولین‌آسیل

butyryl esterase

بوتیریل استراز

esterase activity

فعالیت استراز

esterase inhibition

مهار استراز

esterase assay

آزمایش استراز

esterase enzyme

آنزیم استراز

جملات نمونه

the esterase enzyme plays a crucial role in metabolic processes.

آنزیم استراز نقش حیاتی در فرآیندهای متابولیکی ایفا می‌کند.

researchers are studying the effects of esterase on drug metabolism.

محققان در حال بررسی اثرات استراز بر متابولیسم داروها هستند.

esterase activity can vary significantly among different species.

فعالیت استراز می‌تواند به طور قابل توجهی در گونه‌های مختلف متفاوت باشد.

inhibitors of esterase can be used to modify metabolic pathways.

مهارکننده‌های استراز می‌توانند برای تغییر مسیرهای متابولیکی مورد استفاده قرار گیرند.

high levels of esterase are often found in the liver.

سطوح بالای استراز اغلب در کبد یافت می‌شود.

the presence of esterase can indicate certain health conditions.

وجود استراز می‌تواند نشان‌دهنده شرایط سلامتی خاص باشد.

scientists are exploring the therapeutic potential of esterase.

دانشمندان در حال بررسی پتانسیل درمانی استراز هستند.

understanding esterase function is important for drug design.

درک عملکرد استراز برای طراحی دارو مهم است.

some pesticides work by inhibiting esterase activity in insects.

برخی از آفت کش‌ها با مهار فعالیت استراز در حشرات عمل می‌کنند.

genetic variations can affect esterase levels in individuals.

تغییرات ژنتیکی می‌توانند بر سطوح استراز در افراد تأثیر بگذارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید