estival

[ایالات متحده]/ˈɛstɪvəl/
[بریتانیا]/ˈɛstɪvəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به تابستان؛ مربوط به فصل تابستان

عبارات و ترکیب‌ها

estival celebration

جشنواره تابستانی

estival season

فصل تابستان

estival activities

فعالیت‌های تابستانی

estival festival

جشنواره تابستانی

estival vibes

فضای تابستانی

estival events

رویدادهای تابستانی

estival fun

سرگرمی‌های تابستانی

estival joy

شادی تابستانی

estival spirit

روح تابستانی

estival gathering

همایش تابستانی

جملات نمونه

the estival sun warmed the beachgoers.

خورشید تابستانی گرم، بازدیدکنندگان ساحل را گرم کرد.

we enjoyed an estival picnic in the park.

ما از یک پیک نیک تابستانی در پارک لذت بردیم.

festival-goers danced under the estival sky.

رقصندگان جشنواره زیر آسمان تابستانی رقصیدند.

the estival flowers bloomed beautifully.

گل‌های تابستانی به زیبایی شکوفه دادند.

children played joyfully during the estival break.

کودکان در زمان تعطیلات تابستانی با خوشحالی بازی کردند.

we planned an estival getaway to the mountains.

ما یک سفر تابستانی به کوه‌ها برنامه‌ریزی کردیم.

the estival evenings were perfect for stargazing.

عصر‌های تابستانی برای تماشای ستارگان عالی بودند.

she wore a light dress for the estival event.

او برای رویداد تابستانی یک لباس سبک پوشید.

they organized an estival concert in the park.

آنها یک کنسرت تابستانی در پارک برگزار کردند.

the estival breeze made the evening pleasant.

نسیم تابستانی شب را دلپذیر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید