wintery wonderland
جهان زمستانی
wintery scene
صحنه زمستانی
wintery weather
آب و هوای زمستانی
wintery chill
سرمای زمستانی
wintery nights
شبهای زمستانی
wintery landscape
مناظر زمستانی
wintery air
هوای زمستانی
wintery mix
مخلوط زمستانی
wintery vibes
فضای زمستانی
wintery days
روزهای زمستانی
the wintery landscape was covered in a thick blanket of snow.
منظره زمستانی با یک پتو ضخیم از برف پوشیده شده بود.
we enjoyed a wintery walk through the frosty park.
ما از یک پیادهروی زمستانی در پارک یخی لذت بردیم.
the wintery weather made it difficult to drive.
آب و هوای زمستانی رانندگی را دشوار کرد.
she wore her wintery coat to keep warm.
او برای گرم ماندن، بارانی زمستانی خود را پوشید.
the wintery chill in the air signaled the arrival of snow.
سرماي زمستانی در هوا نشان دهنده شروع بارش برف بود.
the wintery nights are perfect for cozying up by the fire.
شبهای زمستانی برای دور هم جمع شدن کنار آتش عالی هستند.
children love to play in the wintery snow.
بچهها عاشق بازی در برف زمستانی هستند.
the wintery scene outside my window was breathtaking.
منظره زمستانی بیرون پنجره من نفسگرفتنی بود.
we baked cookies to enjoy during the wintery evenings.
ما کوکی پختیم تا از شبهای زمستانی لذت ببریم.
her wintery mood matched the cold, gray sky.
حالت زمستانی او با آسمان سرد و خاکستری مطابقت داشت.
wintery wonderland
جهان زمستانی
wintery scene
صحنه زمستانی
wintery weather
آب و هوای زمستانی
wintery chill
سرمای زمستانی
wintery nights
شبهای زمستانی
wintery landscape
مناظر زمستانی
wintery air
هوای زمستانی
wintery mix
مخلوط زمستانی
wintery vibes
فضای زمستانی
wintery days
روزهای زمستانی
the wintery landscape was covered in a thick blanket of snow.
منظره زمستانی با یک پتو ضخیم از برف پوشیده شده بود.
we enjoyed a wintery walk through the frosty park.
ما از یک پیادهروی زمستانی در پارک یخی لذت بردیم.
the wintery weather made it difficult to drive.
آب و هوای زمستانی رانندگی را دشوار کرد.
she wore her wintery coat to keep warm.
او برای گرم ماندن، بارانی زمستانی خود را پوشید.
the wintery chill in the air signaled the arrival of snow.
سرماي زمستانی در هوا نشان دهنده شروع بارش برف بود.
the wintery nights are perfect for cozying up by the fire.
شبهای زمستانی برای دور هم جمع شدن کنار آتش عالی هستند.
children love to play in the wintery snow.
بچهها عاشق بازی در برف زمستانی هستند.
the wintery scene outside my window was breathtaking.
منظره زمستانی بیرون پنجره من نفسگرفتنی بود.
we baked cookies to enjoy during the wintery evenings.
ما کوکی پختیم تا از شبهای زمستانی لذت ببریم.
her wintery mood matched the cold, gray sky.
حالت زمستانی او با آسمان سرد و خاکستری مطابقت داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید