estrogens

[ایالات متحده]/ˈɛstrədʒən/
[بریتانیا]/ˈɛstrəˌdʒɛn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هورمونی که توسعه و نگهداری ویژگی‌های زنانه در بدن را ترویج می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

estrogen therapy

درمان استروژن

estrogen levels

سطح استروژن

estrogen receptor

گیرنده استروژن

estrogen dominance

برتری استروژن

estrogen replacement

جایگزینی استروژن

estrogen production

تولید استروژن

estrogen imbalance

عدم تعادل استروژن

estrogen blockers

مهارکننده‌های استروژن

estrogen effects

اثرات استروژن

جملات نمونه

estrogen plays a crucial role in the female reproductive system.

استروژن نقش حیاتی در سیستم تولید مثل زن دارد.

high levels of estrogen can affect mood and behavior.

سطح بالای استروژن می‌تواند بر خلق و خو و رفتار تأثیر بگذارد.

estrogen therapy is often used to treat menopause symptoms.

درمان با استروژن اغلب برای درمان علائم یائسگی استفاده می‌شود.

some foods can help boost estrogen levels naturally.

برخی غذاها می‌توانند به طور طبیعی به افزایش سطح استروژن کمک کنند.

estrogen is important for bone health and density.

استروژن برای سلامت و تراکم استخوان مهم است.

women with low estrogen may experience hot flashes.

زنان با سطح پایین استروژن ممکن است دچار گرگ و ماهگی شوند.

research shows a link between estrogen and heart health.

تحقیقات ارتباطی بین استروژن و سلامت قلب نشان می‌دهد.

estrogen levels fluctuate during the menstrual cycle.

سطح استروژن در طول چرخه قاعدگی تغییر می‌کند.

excess estrogen can lead to certain health issues.

استروژن اضافی می‌تواند منجر به مشکلات خاصی در سلامتی شود.

estrogen receptors are found in various tissues throughout the body.

گیرنده‌های استروژن در بافت‌های مختلف در سراسر بدن یافت می‌شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید