etherizes

[ایالات متحده]/ˈiːθəraɪz/
[بریتانیا]/ˈiːθərˌaɪz/

ترجمه

vt. با اتر بیهوش کردن؛ تبدیل به اتر کردن

عبارات و ترکیب‌ها

etherize patient

بیهوش کردن بیمار

etherize quickly

به سرعت بیهوش کردن

etherize safely

به طور ایمن بیهوش کردن

etherize procedure

روش بیهوشی

etherize method

روش بیهوشی

etherize technique

تکنیک بیهوشی

etherize agent

عامل بیهوشی

etherize effectively

به طور موثر بیهوش کردن

etherize dosage

دوز بیهوشی

etherize anesthesia

بیهوشی

جملات نمونه

the doctor decided to etherize the patient for the surgery.

پزشک تصمیم گرفت بیمار را برای جراحی بیهوش کند.

it is important to etherize the subject before the experiment.

قبل از انجام آزمایش، بیهوش کردن موضوع مهم است.

they used a special technique to etherize the animals for research.

آنها از یک تکنیک خاص برای بیهوش کردن حیوانات برای تحقیقات استفاده کردند.

before the procedure, the nurse prepared to etherize the patient.

قبل از انجام عمل، پرستار برای بیهوش کردن بیمار آماده شد.

he learned how to etherize patients safely in medical school.

او یاد گرفت که چگونه به طور ایمن بیماران را در مدرسه پزشکی بیهوش کند.

they had to etherize the animal to perform the necessary surgery.

آنها مجبور شدند حیوان را برای انجام عمل جراحی لازم بیهوش کنند.

she was trained to etherize patients under supervision.

او آموزش دید که تحت نظارت بیماران را بیهوش کند.

the procedure requires you to etherize the subject properly.

این روش نیاز دارد که شما به طور مناسب موضوع را بیهوش کنید.

they were taught how to etherize using modern techniques.

به آنها آموزش داده شد که چگونه از تکنیک های مدرن برای بیهوش کردن استفاده کنند.

the veterinarian needed to etherize the animal for a check-up.

دامپزشک برای معاینه نیاز به بیهوش کردن حیوان داشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید