ethmoids

[ایالات متحده]/ˈɛθmɔɪd/
[بریتانیا]/ˈɛθmɔɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به استخوان اتیوئید
n. استخوان اتیوئید

عبارات و ترکیب‌ها

ethmoid bone

استخوان اِتْمویید

ethmoid sinus

سینوس اِتْمویید

ethmoid plate

صفحه اِتْمویید

ethmoid cells

سلول‌های اِتْمویید

ethmoid region

منطقه اِتْمویید

ethmoid fracture

شکستگی اِتْمویید

ethmoid fossa

فرورفتگی اِتْمویید

ethmoid labyrinth

حصار اِتْمویید

ethmoid air

هوا در اِتْمویید

جملات نمونه

the ethmoid bone is located between the eyes.

استخوان اِتْمویید بین دو چشم قرار دارد.

ethmoid sinusitis can cause facial pain.

سینوزیت اِتْمویید می‌تواند باعث درد صورت شود.

doctors often examine the ethmoid region during a nasal endoscopy.

پزشکان اغلب ناحیه اِتْمویید را در طول اندوسکوپی بینی معاینه می‌کنند.

the ethmoid is a crucial part of the skull.

اِتْمویید بخش مهمی از جمجمه است.

injuries to the ethmoid can lead to complications.

آسیب به اِتْمویید می‌تواند منجر به عوارض شود.

ethmoid cells are located within the nasal cavity.

سلول‌های اِتْمویید در داخل حفره بینی قرار دارند.

understanding the ethmoid's anatomy is essential for surgeons.

درک آناتومی اِتْمویید برای جراحان ضروری است.

ethmoid fractures require careful evaluation.

شکستگی‌های اِتْمویید نیاز به ارزیابی دقیق دارند.

patients with ethmoid issues may experience headaches.

بیماران مبتلا به مشکلات اِتْمویید ممکن است دچار سردرد شوند.

radiological imaging can help assess the ethmoid area.

تصویربرداری رادیولوژیک می‌تواند به ارزیابی ناحیه اِتْمویید کمک کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید