ethnify

[ایالات متحده]//'eθnɪfaɪ//
[بریتانیا]//'eθnɪfaɪ//

ترجمه

v. به چیزی ویژگی قومی دادن؛ چیزی را نماینده یک گروه قومی کردن؛ باعث شدن چیزی به طور طبیعی یا سبک قومی شود.

جملات نمونه

researchers should not ethnify the data without proper context.

پژوهشگران باید بدون زمینه‌ی مناسب داده‌ها را اثنی‌کنند.

the committee decided to ethnify the classification system for better accuracy.

کمیته تصمیم گرفت برای دقت بیشتر سیستم طبقه‌بندی را اثنی‌کند.

some historians criticize attempts to ethnify historical records.

برخی تاریخ‌گران تلاش‌های اثنی‌کردن رکوردهای تاریخی را مورد انتقاد قرار می‌دهند.

the government will ethnify the census questions next year.

دولت سوالات شمارش نفوس را سال بعد اثنی‌کرده خواهد شد.

anthropologists warn against the tendency to ethnify cultural practices.

antroپولوگ‌ها علیه تمایل به اثنی‌کردن رفتارهای فرهنگی هشدار می‌دهند.

we need to ethnify the survey responses to identify trends.

ما نیاز داریم پاسخ‌های پرسش‌نامه را اثنی‌کنیم تا روندها را شناسایی کنیم.

the museum refused to ethnify the artifacts for display purposes.

موزه از اثنی‌کردن اشیاء با هدف نمایش پشیمان شد.

linguists sometimes ethnify language variations in their studies.

زبان‌شناسان گاهی در مطالعات خود تغییرات زبانی را اثنی‌می‌کنند.

it would be inappropriate to ethnify the population without consent.

اثنی‌کردن جمعیت بدون رضایت مناسب ناپسند است.

the report aims to ethnify the demographic categories.

گزارش هدف دارد دسته‌بندی‌های جمعیتی را اثنی‌کند.

critics argue that it is problematic to ethnify the database.

انتقادات می‌گویند اثنی‌کردن پایگاه داده‌ها مسئله‌ای است.

scholars continue to debate how to ethnify the sample group.

دانشگران به طور مداوم در مورد اینکه چگونه گروه نمونه را اثنی‌کنند بحث می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید