racialize

[ایالات متحده]/ˈreɪʃəlaɪz/
[بریتانیا]/ˈreɪʃəˌlaɪz/

ترجمه

vt. نژادی کردن در شخصیت

عبارات و ترکیب‌ها

racialize identity

تبدیل هویت به نژادی

racialize issues

تبدیل مسائل به نژادی

racialize discourse

تبدیل گفتمان به نژادی

racialize experiences

تبدیل تجربیات به نژادی

racialize narratives

تبدیل روایت‌ها به نژادی

racialize differences

تبدیل تفاوت‌ها به نژادی

racialize politics

تبدیل سیاست به نژادی

racialize culture

تبدیل فرهنگ به نژادی

racialize behavior

تبدیل رفتار به نژادی

racialize groups

تبدیل گروه‌ها به نژادی

جملات نمونه

it is important not to racialize discussions about immigration.

توجه به این نکته مهم است که بحث درباره مهاجرت را نژادی‌سازی نکنیم.

some scholars argue that society tends to racialize certain behaviors.

برخی از محققان استدلال می‌کنند که جامعه تمایل دارد رفتارهای خاص را نژادی‌سازی کند.

we should strive to avoid racializing our perceptions of others.

ما باید تلاش کنیم از نژادی‌سازی ادراک خود از دیگران اجتناب کنیم.

the media often racializes crime, influencing public opinion.

رسانه‌ها اغلب جرم و جنایت را نژادی‌سازی می‌کنند و بر افکار عمومی تأثیر می‌گذارند.

it is harmful to racialize the experiences of individuals.

نژادی‌سازی تجربیات افراد مضر است.

activists work to deconstruct narratives that racialize poverty.

فعال‌ها برای از بین بردن روایت‌هایی که فقر را نژادی‌سازی می‌کنند، تلاش می‌کنند.

racializing issues can lead to misunderstandings and conflict.

نژادی‌سازی مسائل می‌تواند منجر به سوء تفاهم و درگیری شود.

we must challenge the tendency to racialize cultural differences.

ما باید تمایل به نژادی‌سازی تفاوت‌های فرهنگی را به چالش بکشیم.

racializing identities can obscure the complexity of individual experiences.

نژادی‌سازی هویت‌ها می‌تواند پیچیدگی تجربیات فردی را پنهان کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید