euphonium

[ایالات متحده]/juːˈfəʊ.ni.əm/
[بریتانیا]/juˈfoʊ.ni.əm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ساز موسیقی برنجی با لوله‌ای عریض و زنگ، که در گروه‌ها و ارکسترها استفاده می‌شود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

play euphonium

اجرای یو فونیو

euphonium solo

سولو یو فونیو

euphonium player

نوازنده یو فونیو

euphonium section

بخش یو فونیو

euphonium music

موسیقی یو فونیو

euphonium concert

اجرای کنسرت یو فونیو

euphonium ensemble

گروه یو فونیو

euphonium technique

تکنیک یو فونیو

euphonium repertoire

آهنگ‌های یو فونیو

euphonium practice

تمرین یو فونیو

جملات نمونه

the euphonium has a warm and rich tone.

یوفونیوم صدایی گرم و غنی دارد.

she plays the euphonium in the school band.

او یوفونیوم را در گروه موسیقی مدرسه می‌نوازد.

learning to play the euphonium takes dedication.

یادگیری نواختن یوفونیوم نیاز به تعهد دارد.

the euphonium is often used in brass ensembles.

یوفونیوم اغلب در گروه‌های برنج استفاده می‌شود.

he practices his euphonium every day after school.

او هر روز بعد از مدرسه یوفونیوم خود را تمرین می‌کند.

the euphonium player received a standing ovation.

نوازنده یوفونیوم تشویق ایستاده دریافت کرد.

many composers write music specifically for the euphonium.

بسیاری از آهنگسازان موسیقی را به طور خاص برای یوفونیوم می‌نویسند.

the euphonium is known for its smooth legato passages.

یوفونیوم به خاطر عبارات لغاتو صاف خود شناخته شده است.

he joined the local brass band to play the euphonium.

او برای نواختن یوفونیوم به گروه محلی برنج پیوست.

her euphonium solo was the highlight of the concert.

قطعه تک‌نوازی یوفونیوم او اوج کنسرت بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید