cornet

[ایالات متحده]/'kɔːnɪt/
[بریتانیا]/'kɔrnɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک ساز برنجی مشابه به ترومپت، اما کوتاه‌تر و با شکل مخروطی؛ یک کیسه کاغذی مخروطی.
Word Forms
جمعcornets

جملات نمونه

He played the cornet in the school band.

او در گروه موسیقی مدرسه، کورنت می‌نواخت.

By seven o'clock the orchestra has arrived, no thin five-piece affair, but a whole pitful of oboes and trombones and saxophones and viols and cornets and piccolos, and low and high drums.

تا ساعت هفت شب، ارکستر رسید، نه یک گروه پنج‌نفره کوچک، بلکه یک گودال پر از ابوا، تومبک، ساکسیفون، ویول، کورنت و پیکولو و طبل‌های کم‌صدا و بلند.

The musician played a cornet in the jazz band.

موسیقی‌دان یک کورنت در گروه جاز می‌نواخت.

She practiced the cornet every day to improve her skills.

او هر روز برای بهبود مهارت‌های خود، کورنت تمرین می‌کرد.

The brass section included a trumpet, trombone, and cornet.

بخش برنجی شامل ترومپت، تومبک و کورنت بود.

He learned to play the cornet at a young age.

او در سن جوانی یاد گرفت که کورنت بنوازد.

The sound of the cornet echoed through the concert hall.

صدای کورنت در سالن کنسرت طنین‌انداز شد.

She performed a beautiful solo on the cornet.

او یک اجرای بداهه زیبا با کورنت اجرا کرد.

The cornet player was featured in the local newspaper.

نوازنده کورنت در روزنامه محلی معرفی شد.

The marching band included several cornet players.

گروه مارش شامل چندین نوازنده کورنت بود.

He composed a piece specifically for the cornet.

او یک قطعه به طور خاص برای کورنت ساخت.

The cornet added a bright, cheerful sound to the ensemble.

کورنت صدایی روشن و شاداب به گروه اضافه کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید