euphony

[ایالات متحده]/'juːf(ə)nɪ/
[بریتانیا]/'jʊfəni/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. صدای خوشایند، صدای هماهنگ

جملات نمونه

Such euphony is hard to resist.

شنیدن چنین خوش‌آهنگی سخت است که مقاومت کنیم.

Prescott's style, though in his diary he wrote "bother euphony", is euphonious.

سبک پرسکات، اگرچه در دفتر خاطراتش نوشت "بهم زدن خوش آوازی"، خوش آوا است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید