eurozone

[ایالات متحده]/ˈjʊərəʊzəʊn/
[بریتانیا]/ˈjʊroʊzoʊn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گروه کشورهای اتحادیه اروپا که یورو را به عنوان ارز خود پذیرفته‌اند

عبارات و ترکیب‌ها

eurozone crisis

بحران منطقه یورو

eurozone economy

اقتصاد منطقه یورو

eurozone countries

کشورهای منطقه یورو

eurozone growth

رشد منطقه یورو

eurozone stability

ثبات منطقه یورو

eurozone integration

ادغام منطقه یورو

eurozone policy

سیاست منطقه یورو

eurozone debt

بدهی منطقه یورو

eurozone inflation

تورم منطقه یورو

eurozone membership

عضویت در منطقه یورو

جملات نمونه

the eurozone is facing significant economic challenges.

منطقه یورو با چالش‌های اقتصادی قابل توجهی روبرو است.

many countries in the eurozone are experiencing high unemployment rates.

بسیاری از کشورها در منطقه یورو با نرخ بیکاری بالا مواجه هستند.

the eurozone's monetary policy affects global markets.

سیاست پولی منطقه یورو بر بازارهای جهانی تأثیر می‌گذارد.

investors are closely monitoring the eurozone's recovery.

سرمایه‌گذاران به دقت روند بهبودی منطقه یورو را زیر نظر دارند.

trade agreements within the eurozone are crucial for economic growth.

توافقات تجاری در داخل منطقه یورو برای رشد اقتصادی بسیار مهم هستند.

the eurozone has implemented strict fiscal policies.

منطقه یورو سیاست‌های مالی سختگیرانه را اجرا کرده است.

tourism in the eurozone is rebounding after the pandemic.

گردشگری در منطقه یورو پس از همه‌گیری در حال بهبود است.

many businesses are expanding their operations in the eurozone.

بسیاری از کسب و کارها عملیات خود را در منطقه یورو گسترش می دهند.

the eurozone's inflation rate has been a concern for policymakers.

نرخ تورم در منطقه یورو نگران‌کننده سیاست‌گذاران بوده است.

economic integration in the eurozone has its benefits and challenges.

یکپارچگی اقتصادی در منطقه یورو مزایا و چالش‌هایی دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید