euthyroid state
وضعیت نرموتیروئیدی
euthyroid patient
بیمار نرموتیروئیدی
euthyroid condition
شرایط نرموتیروئیدی
euthyroid hormone
هورمون نرموتیروئیدی
euthyroid function
عملکرد نرموتیروئیدی
euthyroid levels
سطح نرموتیروئیدی
euthyroid status
وضعیت نرموتیروئیدی
euthyroid range
محدوده نرموتیروئیدی
euthyroid tissue
بافت نرموتیروئیدی
euthyroid response
پاسخ نرموتیروئیدی
the patient was diagnosed as euthyroid after the tests.
بیمار پس از انجام آزمایشها به عنوان یوتیروئید تشخیص داده شد.
maintaining a euthyroid state is crucial for overall health.
حفظ حالت یوتیروئید برای سلامتی کلی بسیار مهم است.
she felt much better once her thyroid levels were euthyroid.
وقتی سطح تیروئید او به حالت یوتیروئید رسید، او احساس بهتری کرد.
regular monitoring ensures that the patient remains euthyroid.
نظارت منظم تضمین میکند که بیمار در حالت یوتیروئید باقی بماند.
he was relieved to hear he was euthyroid after the treatment.
شنیدن اینکه پس از درمان او به حالت یوتیروئید رسیده بود، باعث آرامش خاطر او شد.
being euthyroid can help improve energy levels and mood.
حالت یوتیروئید میتواند به بهبود سطح انرژی و خلق و خو کمک کند.
the doctor explained the importance of staying euthyroid.
پزشک اهمیت حفظ حالت یوتیروئید را توضیح داد.
after treatment, she achieved a euthyroid condition.
پس از درمان، او به حالت یوتیروئید دست یافت.
many patients aim to be euthyroid post-surgery.
بسیاری از بیماران پس از جراحی هدف خود را داشتن حالت یوتیروئید قرار میدهند.
her endocrinologist confirmed that she was euthyroid.
متخصص غدد او تایید کرد که او در حالت یوتیروئید است.
euthyroid state
وضعیت نرموتیروئیدی
euthyroid patient
بیمار نرموتیروئیدی
euthyroid condition
شرایط نرموتیروئیدی
euthyroid hormone
هورمون نرموتیروئیدی
euthyroid function
عملکرد نرموتیروئیدی
euthyroid levels
سطح نرموتیروئیدی
euthyroid status
وضعیت نرموتیروئیدی
euthyroid range
محدوده نرموتیروئیدی
euthyroid tissue
بافت نرموتیروئیدی
euthyroid response
پاسخ نرموتیروئیدی
the patient was diagnosed as euthyroid after the tests.
بیمار پس از انجام آزمایشها به عنوان یوتیروئید تشخیص داده شد.
maintaining a euthyroid state is crucial for overall health.
حفظ حالت یوتیروئید برای سلامتی کلی بسیار مهم است.
she felt much better once her thyroid levels were euthyroid.
وقتی سطح تیروئید او به حالت یوتیروئید رسید، او احساس بهتری کرد.
regular monitoring ensures that the patient remains euthyroid.
نظارت منظم تضمین میکند که بیمار در حالت یوتیروئید باقی بماند.
he was relieved to hear he was euthyroid after the treatment.
شنیدن اینکه پس از درمان او به حالت یوتیروئید رسیده بود، باعث آرامش خاطر او شد.
being euthyroid can help improve energy levels and mood.
حالت یوتیروئید میتواند به بهبود سطح انرژی و خلق و خو کمک کند.
the doctor explained the importance of staying euthyroid.
پزشک اهمیت حفظ حالت یوتیروئید را توضیح داد.
after treatment, she achieved a euthyroid condition.
پس از درمان، او به حالت یوتیروئید دست یافت.
many patients aim to be euthyroid post-surgery.
بسیاری از بیماران پس از جراحی هدف خود را داشتن حالت یوتیروئید قرار میدهند.
her endocrinologist confirmed that she was euthyroid.
متخصص غدد او تایید کرد که او در حالت یوتیروئید است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید