euthyroid

[ایالات متحده]/ˌjuːθaɪˈrɔɪd/
[بریتانیا]/ˌjuːθaɪˈrɔɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. داشتن عملکرد عادی تیروئید

عبارات و ترکیب‌ها

euthyroid state

وضعیت نرموتیروئیدی

euthyroid patient

بیمار نرموتیروئیدی

euthyroid condition

شرایط نرموتیروئیدی

euthyroid hormone

هورمون نرموتیروئیدی

euthyroid function

عملکرد نرموتیروئیدی

euthyroid levels

سطح نرموتیروئیدی

euthyroid status

وضعیت نرموتیروئیدی

euthyroid range

محدوده نرموتیروئیدی

euthyroid tissue

بافت نرموتیروئیدی

euthyroid response

پاسخ نرموتیروئیدی

جملات نمونه

the patient was diagnosed as euthyroid after the tests.

بیمار پس از انجام آزمایش‌ها به عنوان یوتی‌روئید تشخیص داده شد.

maintaining a euthyroid state is crucial for overall health.

حفظ حالت یوتی‌روئید برای سلامتی کلی بسیار مهم است.

she felt much better once her thyroid levels were euthyroid.

وقتی سطح تیروئید او به حالت یوتی‌روئید رسید، او احساس بهتری کرد.

regular monitoring ensures that the patient remains euthyroid.

نظارت منظم تضمین می‌کند که بیمار در حالت یوتی‌روئید باقی بماند.

he was relieved to hear he was euthyroid after the treatment.

شنیدن اینکه پس از درمان او به حالت یوتی‌روئید رسیده بود، باعث آرامش خاطر او شد.

being euthyroid can help improve energy levels and mood.

حالت یوتی‌روئید می‌تواند به بهبود سطح انرژی و خلق و خو کمک کند.

the doctor explained the importance of staying euthyroid.

پزشک اهمیت حفظ حالت یوتی‌روئید را توضیح داد.

after treatment, she achieved a euthyroid condition.

پس از درمان، او به حالت یوتی‌روئید دست یافت.

many patients aim to be euthyroid post-surgery.

بسیاری از بیماران پس از جراحی هدف خود را داشتن حالت یوتی‌روئید قرار می‌دهند.

her endocrinologist confirmed that she was euthyroid.

متخصص غدد او تایید کرد که او در حالت یوتی‌روئید است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید