eventrations

[ایالات متحده]/ɪˌvɛntrˈeɪʃənz/
[بریتانیا]/ɪˌvɛntrˈeɪʃənz/

ترجمه

n. برآمدگی اعضای داخلی از طریق یک سوراخ

عبارات و ترکیب‌ها

eventrations analysis

تحلیل رویدادها

eventrations report

گزارش رویدادها

eventrations tracking

ردیابی رویدادها

eventrations data

اطلاعات رویدادها

eventrations management

مدیریت رویدادها

eventrations planning

برنامه‌ریزی رویدادها

eventrations overview

مروری بر رویدادها

eventrations outcomes

نتایج رویدادها

eventrations response

واکنش به رویدادها

eventrations framework

چارچوب رویدادها

جملات نمونه

he suffered from eventrations after the surgery.

او پس از جراحی دچار فتق شد.

eventrations can lead to serious complications.

فتق می‌تواند منجر به عوارض جدی شود.

doctors monitored the patient for signs of eventrations.

پزشکان بیمار را برای علائم فتق تحت نظر داشتند.

proper care can reduce the risk of eventrations.

مراقبت مناسب می‌تواند خطر فتق را کاهش دهد.

eventrations may require surgical intervention.

ممکن است برای فتق نیاز به مداخله جراحی باشد.

he was diagnosed with eventrations during his recovery.

او در دوران بهبودی به تشخیص فتق رسید.

understanding eventrations is important for medical professionals.

درک فتق برای متخصصان پزشکی مهم است.

eventrations can occur after abdominal surgeries.

فتق می‌تواند پس از جراحی‌های شکمی رخ دهد.

the patient was treated for eventrations promptly.

بیمار به سرعت برای فتق درمان شد.

preventing eventrations is crucial in post-operative care.

جلوگیری از فتق در مراقبت‌های پس از عمل بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید