contingencies

[ایالات متحده]/[kənˈtɪdʒənsiː]/
[بریتانیا]/[kənˈtɪdʒənsiː]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. رویداد یا обстоятельств آینده که ممکن است رخ دهد و می‌تواند بر یک برنامه یا نتیجه تأثیر بگذارد؛ یک عامل متغیر یا غیرقابل پیش‌بینی که بر یک وضعیت تأثیر می‌گذارد؛ حالتی که چیزی ممکن است اما قطعی نیست؛ مبلغی از پول که برای پوشش هزینه‌های غیرمنتظره تعیین شده است.

عبارات و ترکیب‌ها

address contingencies

رسیدگی به شرایط اضطراری

consider contingencies

در نظر گرفتن شرایط اضطراری

unforeseen contingencies

شرایط اضطراری پیش‌بینی نشده

contingency planning

برنامه‌ریزی اضطراری

contingency fund

صندوق اضطراری

addressing contingencies

رسیدگی به شرایط اضطراری

potential contingencies

شرایط اضطراری بالقوه

account for contingencies

توجه به شرایط اضطراری

contingency measures

اقدامات اضطراری

managing contingencies

مدیریت شرایط اضطراری

جملات نمونه

we need to plan for potential contingencies in the project timeline.

ما باید برای پیش‌بینی احتمالات در جدول زمانی پروژه برنامه‌ریزی کنیم.

the company has established contingency plans to address various risks.

شرکت برنامه‌های پیشگیرانه برای رسیدگی به خطرات مختلف ایجاد کرده است.

it's wise to have financial contingencies in place for unexpected expenses.

داشتن برنامه‌های مالی پیشگیرانه برای هزینه‌های غیرمنتظره منطقی است.

the contract outlines contingencies for delays and cancellations.

قرارداد، شرایط پیش‌بینی شده برای تأخیرها و لغو‌ها را مشخص می‌کند.

we considered several contingencies before making the final decision.

ما قبل از اتخاذ تصمیم نهایی، چندین مورد اضطراری را در نظر گرفتیم.

the travel itinerary included contingencies for flight cancellations.

برنامه سفر شامل شرایط پیش‌بینی شده برای لغو پرواز بود.

the emergency response team prepared for various contingencies.

تیم واکنش اضطراری برای شرایط مختلف پیش‌بینی شده آماده‌سازی کرد.

the business model incorporates contingencies for market fluctuations.

مدل کسب‌وکار، شرایط پیش‌بینی شده برای نوسانات بازار را در نظر می‌گیرد.

we assessed the contingencies associated with each possible outcome.

ما شرایط پیش‌بینی شده مرتبط با هر نتیجه احتمالی را ارزیابی کردیم.

having contingency funds is crucial for navigating economic downturns.

داشتن بودجه‌های پیش‌بینی شده برای عبور از رکود اقتصادی بسیار مهم است.

the insurance policy covers several contingencies related to property damage.

سیاست بیمه، چندین مورد پیش‌بینی شده مرتبط با خسارت به دارایی را پوشش می‌دهد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید