exarches

[ایالات متحده]/ˈɛksɑːks/
[بریتانیا]/ˈɛkˌsɑrks/

ترجمه

n. فرماندار یک استان در امپراتوری روم شرقی؛ اسقف در کلیسای ارتدوکس شرقی
adj. مربوط به یک اکسارخ

عبارات و ترکیب‌ها

exarches of power

خراجیان قدرت

exarches and bishops

خراجیان و اسقف‌ها

exarches in history

خراجیان در تاریخ

exarches of authority

خراجیان قدرت

exarches and leaders

خراجیان و رهبران

exarches in governance

خراجیان در حکومت

exarches of influence

خراجیان نفوذ

exarches as rulers

خراجیان به عنوان حاکمان

جملات نمونه

the exarches were responsible for overseeing the provinces.

اگزارخ‌ها مسئولیت نظارت بر استان‌ها را بر عهده داشتند.

in historical contexts, exarches held significant power.

در متن‌های تاریخی، اگزارخ‌ها قدرت قابل توجهی داشتند.

exarches often acted as representatives of the emperor.

اگزارخ‌ها اغلب به عنوان نمایندگان امپراتور عمل می‌کردند.

the role of exarches evolved over time.

نقش اگزارخ‌ها در طول زمان تغییر کرد.

many exarches were influential in local governance.

بسیاری از اگزارخ‌ها در حکومت محلی تأثیرگذار بودند.

exarches played a key role in the administration of the empire.

اگزارخ‌ها نقش مهمی در اداره امپراتوری ایفا می‌کردند.

the title of exarch is often associated with the byzantine empire.

عنوان اگزارخ اغلب با امپراتوری بیزانتین مرتبط است.

exarches were often tasked with diplomatic missions.

اگزارخ‌ها اغلب وظیفه انجام مأموریت‌های دیپلماتیک را بر عهده داشتند.

the influence of exarches can still be seen today.

تأثیر اگزارخ‌ها هنوز هم امروزه قابل مشاهده است.

throughout history, exarches have been pivotal figures.

در طول تاریخ، اگزارخ‌ها چهره‌های محوری بوده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید