excretes

[ایالات متحده]/ɪkˈskriːts/
[بریتانیا]/ɪkˈskrits/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. از بدن زباله را حذف کردن؛ مواد را ترشح یا تخلیه کردن

عبارات و ترکیب‌ها

excretes waste

خروج مواد زائد

excretes toxins

خروج سموم

excretes fluid

خروج مایعات

excretes hormones

خروج هورمون‌ها

excretes nutrients

خروج مواد مغذی

excretes acids

خروج اسیدها

excretes enzymes

خروج آنزیم‌ها

excretes salts

خروج نمک‌ها

excretes waste products

خروج مواد زائد

excretes byproducts

خروج محصولات جانبی

جملات نمونه

the body excretes waste through the kidneys.

بدن مواد زائد را از طریق کلیه‌ها دفع می‌کند.

the liver excretes bile to aid digestion.

کبد صفرا را دفع می‌کند تا به هضم کمک کند.

plants excrete oxygen during photosynthesis.

گیاهان در طول فتوسنتز اکسیژن دفع می‌کنند.

the skin excretes sweat to regulate body temperature.

پوست عرق دفع می‌کند تا دمای بدن را تنظیم کند.

some bacteria excrete substances that can be harmful to humans.

برخی از باکتری‌ها موادی دفع می‌کنند که می‌توانند برای انسان مضر باشند.

the digestive system excretes undigested food.

سیستم گوارش غذاهای هضم نشده را دفع می‌کند.

the pancreas excretes enzymes that help in digestion.

پانکراس آنزیمی دفع می‌کند که به هضم کمک می‌کند.

when stressed, the body excretes cortisol.

هنگامی که تحت فشار هستید، بدن کورتیزول دفع می‌کند.

many animals excrete pheromones to communicate.

بسیاری از حیوانات برای برقراری ارتباط، فرومون دفع می‌کنند.

the human body excretes carbon dioxide as a waste product.

بدن انسان دی‌اکسید کربن را به عنوان یک محصول زائد دفع می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید