execs

[ایالات متحده]/ɪkˈzɛk.tɪvz/
[بریتانیا]/ɪkˈzɛks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

abbr. مدیران
n. اجرا کردن؛ اجرایی

عبارات و ترکیب‌ها

top execs

مدیران ارشد

senior execs

مدیران ارشد

executive execs

مدیران اجرایی

company execs

مدیران شرکت

new execs

مدیران جدید

business execs

مدیران کسب و کار

marketing execs

مدیران بازاریابی

execs meeting

جلسه مدیران

execs team

تیم مدیران

execs strategy

استراتژی مدیران

جملات نمونه

execs are meeting to discuss the new strategy.

مدیران در حال برگزاری جلسه برای بحث در مورد استراتژی جدید هستند.

the execs approved the budget for next year.

مدیران بودجه سال آینده را تایید کردند.

many execs believe in investing in technology.

بسیاری از مدیران معتقدند که سرمایه گذاری در فناوری مهم است.

execs often attend conferences to network.

مدیران اغلب برای شبکه سازی در کنفرانس ها شرکت می کنند.

our execs are focused on improving customer satisfaction.

مدیران ما بر بهبود رضایت مشتری تمرکز دارند.

execs need to adapt to the changing market.

مدیران باید با بازار در حال تغییر سازگار شوند.

the execs launched a new initiative to boost sales.

مدیران یک طرح جدید را برای افزایش فروش راه اندازی کردند.

execs are evaluating the performance of their teams.

مدیران عملکرد تیم های خود را ارزیابی می کنند.

our execs prioritize transparency in communication.

مدیران ما در ارتباطات شفافیت را در اولویت قرار می دهند.

execs are looking for innovative solutions to challenges.

مدیران به دنبال راه حل های نوآورانه برای چالش ها هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید