executee

[ایالات متحده]/ˌeksɪˈkjuːtiː/
[بریتانیا]/ˌeksəˈkjuːtiː/

ترجمه

n.(law) شخصی که در وصیت‌نامه منصوب می‌شود تا دستورالعمل‌های یک فرد متوفی را انجام دهد؛ وکیل تصفیه/وکیل تصفیه زن؛ (محاسبات/شبکه) یک نهاد اجرایی؛ فرایندی یا گره‌ای که عملیاتی را انجام می‌دهد.

عبارات و ترکیب‌ها

court executee

اجرای دادگاه

named executee

اجرایی نام‌گذاری شده

executee rights

حقوق مجری

executee status

وضعیت مجری

executee transfer

انتقال مجری

executee record

سوابق مجری

executee hearing

رسیدگی مجری

executee appeal

شکایت مجری

executee custody

نگهداری مجری

executee release

آزادی مجری

جملات نمونه

the sheriff identified the executee and verified the warrant.

شریف مجری را شناسایی و دستور بازرسی را تایید کرد.

before sunrise, the chaplain spoke quietly with the executee.

قبل از طلوع آفتاب، کشیش به طور خصوصی با مجری صحبت کرد.

the executee requested a final meal and a written statement.

مجری درخواست یک وعده غذایی نهایی و یک بیانیه کتبی کرد.

under the protocol, the executee was escorted to the chamber.

طبق پروتکل، مجری به اتاق اسکورت شد.

witnesses observed the executee remain calm throughout the procedure.

ناظران مشاهده کردند که مجری در طول فرآیند آرام باقی ماند.

the physician declared the executee unconscious before the next step.

پزشک قبل از مرحله بعدی، مجری را بیهوش اعلام کرد.

the executee’s counsel filed an emergency appeal hours before the execution.

وکیل مجری چند ساعت قبل از اعدام، درخواست تجدید نظر اضطراری کرد.

after the review, the board granted the executee a temporary stay.

پس از بررسی، هیئت‌مدیره به مجری یک تعلیق موقت اعطا کرد.

the warden informed the executee of the scheduled time and witnesses.

سرپرست به مجری زمان تعیین شده و ناظران را اطلاع داد.

for security reasons, the executee was transferred to a different unit.

به دلیل مسائل امنیتی، مجری به یک واحد دیگر منتقل شد.

the executee signed the final documents in the presence of officials.

مجری اسناد نهایی را در حضور مقامات امضا کرد.

outside, protesters chanted as the executee awaited the final order.

بیرون، معترضان فریاد می‌زدند در حالی که مجری منتظر دستور نهایی بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید