executrices

[ایالات متحده]/ˌɛksɪˈkjuːtrɪsiːz/
[بریتانیا]/ˌɛksɪˈkjuːtrɪsiːz/

ترجمه

n. نمایندگان زن، جمع executrix

عبارات و ترکیب‌ها

female executrices

اجراکنندگان زن

executrices duties

وظایف اجراکنندگان

executrices roles

نقش‌های اجراکنندگان

executrices rights

حقوق اجراکنندگان

executrices responsibilities

مسئولیت‌های اجراکنندگان

appoint executrices

تعیین اجراکنندگان

executrices appointment

انتصاب اجراکنندگان

executrices estate

املاک اجراکنندگان

executrices agreement

توافق‌نامه اجراکنندگان

executrices management

مدیریت اجراکنندگان

جملات نمونه

executrices are responsible for managing the estate.

مدیران ماترک مسئول مدیریت اموال هستند.

the executrices must follow the wishes of the deceased.

مدیران ماترک باید خواسته های متوفی را دنبال کنند.

all executrices need to be appointed legally.

همه مدیران ماترک باید به طور قانونی منصوب شوند.

executrices often face challenges during the probate process.

مدیران ماترک اغلب در طول فرآیند تصدیق اموال با چالش ها روبرو هستند.

it's essential for executrices to keep accurate records.

برای مدیران ماترک، حفظ سوابق دقیق ضروری است.

executrices may need to consult with legal professionals.

مدیران ماترک ممکن است نیاز به مشورت با متخصصان حقوقی داشته باشند.

communication among executrices is crucial for success.

ارتباط بین مدیران ماترک برای موفقیت بسیار مهم است.

executrices have a fiduciary duty to the beneficiaries.

مدیران ماترک وظیفه قانونی نسبت به ذینفعان دارند.

in some cases, executrices may need to sell property.

در برخی موارد، مدیران ماترک ممکن است نیاز به فروش ملک داشته باشند.

executrices are often required to file tax returns for the estate.

اغلب از مدیران ماترک خواسته می شود که اظهارنامه مالیاتی برای اموال ارائه دهند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید