had failed to predict the health-care exigency;
او نتوانسته بود پیشبینی کند که بحران مراقبتهای بهداشتی رخ خواهد داد.
The people have to accept the harsh exigency of war.
مردم باید سختیهای ناشی از جنگ را بپذیرند.
Many people are forced by exigencies of circumstance to take some part in them.
بسیاری از مردم به دلیل ضرورتهای شرایط مجبورند در آنها مشارکت کنند.
women worked long hours when the exigencies of the family economy demanded it.
زنان ساعتهای طولانی کار میکردند زمانی که ضرورتهای اقتصاد خانواده ایجاب میکرد.
exigency of the situation
ضرورت وضعیت
exigency of the moment
ضرورت لحظه
exigency of the matter
ضرورت موضوع
exigency of the deadline
ضرورت مهلت
exigency of the circumstances
ضرورتهای شرایط
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید