expatiating

[ایالات متحده]/ɪkˈspeɪʃiˌeɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ɪkˈspeɪʃiˌeɪtɪŋ/

ترجمه

v. به تفصیل بر روی یک موضوع توضیح دادن یا گسترش دادن

عبارات و ترکیب‌ها

expatiating on

در مورد توضیح دادن

expatiating about

در مورد توضیح دادن

expatiating upon

در مورد توضیح دادن

expatiating extensively

به طور گسترده توضیح دادن

expatiating freely

به طور آزادانه توضیح دادن

expatiating eloquently

به طور شیوا توضیح دادن

expatiating thoroughly

به طور کامل توضیح دادن

expatiating clearly

به طور واضح توضیح دادن

expatiating briefly

به طور خلاصه توضیح دادن

expatiating formally

به طور رسمی توضیح دادن

جملات نمونه

he spent hours expatiating on the importance of education.

او ساعت‌ها در مورد اهمیت آموزش صحبت کرد.

the professor was expatiating on his research findings.

این پروفسور در مورد یافته‌های تحقیقاتی خود صحبت می‌کرد.

during the meeting, she kept expatiating about the new project.

در طول جلسه، او مدام در مورد پروژه جدید صحبت می‌کرد.

he enjoys expatiating on various philosophical topics.

او از صحبت کردن در مورد موضوعات فلسفی مختلف لذت می‌برد.

the author spent pages expatiating on character development.

نویسنده صفحاتی را صرف صحبت کردن در مورد توسعه شخصیت کرد.

she was expatiating on the benefits of a healthy lifestyle.

او در مورد فواید یک سبک زندگی سالم صحبت می‌کرد.

in his lecture, he was expatiating on historical events.

در سخنرانی خود، او در مورد وقایع تاریخی صحبت می‌کرد.

the speaker began expatiating on the topic of climate change.

سخنرانی شروع به صحبت کردن در مورد موضوع تغییرات آب و هوایی کرد.

she has a talent for expatiating on complex subjects.

او استعداد صحبت کردن در مورد موضوعات پیچیده را دارد.

he was expatiating at length about his travels abroad.

او به طور مفصل در مورد سفرهای خود به خارج از کشور صحبت می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید