high expectations
انتظارات بالا
realistic expectations
انتظارات واقعبینانه
meet expectations
برآورده کردن انتظارات
set expectations
تعیین انتظارات
manage expectations
مدیریت انتظارات
expectations vs reality
انتظارات در برابر واقعیت
unrealistic expectations
انتظارات غیرواقعی
expectations exceeded
انتظارات برآورده شد
expectations lowered
کاهش انتظارات
challenge expectations
به چالش کشیدن انتظارات
she has high expectations for her future career.
او انتظارات بالایی برای آینده شغلی خود دارد.
meeting their expectations is my top priority.
برآورده کردن انتظارات آنها اولویت اصلی من است.
his expectations were exceeded by the team's performance.
عملکرد تیم از انتظارات او فراتر رفت.
they set realistic expectations for the project.
آنها انتظارات واقع بینانه ای برای پروژه تعیین کردند.
it's important to manage client expectations effectively.
مدیریت موثر انتظارات مشتری مهم است.
her expectations for the event were quite low.
انتظارات او از رویداد بسیار پایین بود.
we need to align our expectations with the budget.
ما باید انتظارات خود را با بودجه هماهنگ کنیم.
his expectations about the results were unrealistic.
انتظارات او از نتایج غیر واقعی بود.
they often discuss their expectations in team meetings.
آنها اغلب انتظارات خود را در جلسات تیم مورد بحث قرار می دهند.
children often have different expectations than adults.
کودکان اغلب انتظارات متفاوتی نسبت به بزرگسالان دارند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید