expectorant

[ایالات متحده]/ɪkˈspɛktərənt/
[بریتانیا]/ɪkˈspɛktərənt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ترویج خروج خلط از مجاری تنفسی
n. دارویی که به خروج خلط کمک می‌کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

cough expectorant

داروی خلط‌آور سرفه

natural expectorant

خلط‌آور طبیعی

herbal expectorant

خلط‌آور گیاهی

strong expectorant

خلط‌آور قوی

liquid expectorant

خلط‌آور مایع

over-the-counter expectorant

خلط‌آور بدون نسخه

effective expectorant

خلط‌آور موثر

prescription expectorant

خلط‌آور با نسخه

mucolytic expectorant

خلط‌آور مخاط‌زدا

oral expectorant

خلط‌آور خوراکی

جملات نمونه

the doctor prescribed an expectorant to help with my cough.

پزشک داروی خلط‌آور تجویز کرد تا به بهبود سرفه‌ام کمک کند.

using an expectorant can make it easier to clear mucus from your lungs.

استفاده از خلط‌آور می‌تواند پاک کردن مخاط از ریه‌ها را آسان‌تر کند.

expectorants are often recommended for patients with bronchitis.

خلط‌آورها اغلب برای بیماران مبتلا به برونشیت توصیه می‌شوند.

some expectorants can cause side effects like nausea.

برخی از خلط‌آورها می‌توانند عوارض جانبی مانند حالت تهوع ایجاد کنند.

natural expectorants include honey and ginger.

خلط‌آورهای طبیعی شامل عسل و زنجبیل هستند.

she felt relief after taking the expectorant.

او پس از مصرف خلط‌آور احساس تسکین کرد.

expectorants help to thin mucus and make it easier to expel.

خلط‌آورها به رقیق شدن مخاط و آسان‌تر کردن دفع آن کمک می‌کنند.

always consult a doctor before using an expectorant.

همیشه قبل از استفاده از خلط‌آور با پزشک مشورت کنید.

expectorants are available in both prescription and over-the-counter forms.

خلط‌آورها به صورت تجویزی و بدون نسخه در دسترس هستند.

he prefers herbal expectorants for a natural approach.

او ترجیح می‌دهد از خلط‌آورهای گیاهی برای یک رویکرد طبیعی استفاده کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید