expendable

[ایالات متحده]/ɪk'spendəb(ə)l/
[بریتانیا]/ɪk'spɛndəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. قابل استفاده یا مصرف شدن؛ ارزش استفاده کردن را دارد.

جملات نمونه

an expendable budget item; expendable personnel.

یک مورد بودجه قابل دور ریختن؛ پرسنل قابل دور ریختن.

the need for unmanned and expendable launch vehicles.

نیاز به هواپیماهای پرتاب غیرمسلط و قابل دور ریختن.

the region is expendable in the wider context of national politics.

این منطقه در چارچوب گسترده سیاست ملی قابل دور ریختن است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید