explicandums

[ایالات متحده]/ˌɛksplɪˈkændəmz/
[بریتانیا]/ˌɛksplɪˈkændəmz/

ترجمه

n. اصطلاحات یا بیانیه‌هایی که قرار است توضیح داده شوند

عبارات و ترکیب‌ها

explicandums required

نیاز به توضیحات بیشتر

explicandums provided

توضیحات ارائه شده

explicandums needed

نیاز به توضیحات

explicandums requested

درخواست توضیحات

explicandums available

توضیحات موجود

explicandums accepted

توضیحات پذیرفته شده

explicandums missing

توضیحات گم شده

explicandums submitted

توضیحات ارسال شده

explicandums clarified

توضیحات روشن شده

explicandums explained

توضیحات داده شده

جملات نمونه

we need to discuss the explicandums of the project.

ما نیاز داریم تا درباره توضیحات پروژه صحبت کنیم.

the explicandums provided clarity to the complex issue.

توضیحات، وضوحی را برای مسئله پیچیده فراهم کردند.

can you summarize the explicandums for the meeting?

آیا می توانید توضیحات را برای جلسه خلاصه کنید؟

understanding the explicandums is crucial for success.

درک توضیحات برای موفقیت بسیار مهم است.

she wrote detailed explicandums for each section of the report.

او توضیحات مفصلی برای هر بخش از گزارش نوشت.

the explicandums helped the team grasp the main concepts.

توضیحات به تیم کمک کرد تا مفاهیم اصلی را درک کنند.

we should review the explicandums before finalizing our decision.

ما باید توضیحات را قبل از نهایی کردن تصمیم خود بررسی کنیم.

his explicandums were well-received by the audience.

توضیحات او با استقبال خوبی از سوی مخاطبان روبرو شد.

it's important to provide explicandums for better understanding.

ارائه توضیحات برای درک بهتر مهم است.

the explicandums clarified the objectives of the study.

توضیحات اهداف مطالعه را روشن کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید