exteriorisations

[ایالات متحده]/ɪkˌstɪəriəraɪˈzeɪʃənz/
[بریتانیا]/ɪkˌstɪriəraɪˈzeɪʃənz/

ترجمه

n. عمل بیرونی کردن یا قابل مشاهده کردن

عبارات و ترکیب‌ها

external exteriorisations

برون‌گسایی‌های بیرونی

visible exteriorisations

برون‌گسایی‌های قابل مشاهده

social exteriorisations

برون‌گسایی‌های اجتماعی

cultural exteriorisations

برون‌گسایی‌های فرهنگی

physical exteriorisations

برون‌گسایی‌های فیزیکی

emotional exteriorisations

برون‌گسایی‌های عاطفی

artistic exteriorisations

برون‌گسایی‌های هنری

psychological exteriorisations

برون‌گسایی‌های روان‌شناختی

spiritual exteriorisations

برون‌گسایی‌های معنوی

verbal exteriorisations

برون‌گسایی‌های کلامی

جملات نمونه

her exteriorisations of joy were evident during the celebration.

اظهارات بیرونی شادی او در طول جشن آشکار بود.

the artist's exteriorisations of emotion can be seen in her paintings.

بیان احساسات هنرمند را می توان در نقاشی های او دید.

his exteriorisations often revealed his true feelings.

بیان او اغلب احساسات واقعی او را نشان می داد.

in psychology, exteriorisations can indicate underlying issues.

در روانشناسی، بیان می تواند نشان دهنده مسائل اساسی باشد.

the team's exteriorisations of unity were crucial for their success.

اظهارات بیرونی وحدت تیم برای موفقیت آنها بسیار مهم بود.

exteriorisations of creativity can take many forms.

بیان خلاقیت می تواند اشکال مختلفی داشته باشد.

her exteriorisations during the interview showed confidence.

اظهارات او در طول مصاحبه نشان دهنده اعتماد به نفس بود.

exteriorisations of culture can be seen in festivals.

بیان فرهنگ را می توان در جشنواره ها دید.

the actor's exteriorisations brought the character to life.

بیان بازیگر شخصیت را زنده کرد.

his exteriorisations in public often attracted attention.

بیان او در حضور عموم اغلب توجه را جلب می کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید