| جمع | extropies |
principles of extropy
اصل اکستروپی
extropy and entropy
اکستروپی و انتروپی
maximize extropy
بیشینه سازی اکستروپی
extropy movement
تحرک اکستروپی
quest for extropy
جستجوی اکستروپی
embracing extropy
پذیرش اکستروپی
pursuing extropy
دنبال کردن اکستروپی
drive for extropy
مotive اکستروپی
extropy vision
دیدگاه اکستروپی
the scientist argued that we must maximize extropy to ensure humanity's long-term survival.
دانشمند میگوید که باید اکستروپی را به حداکثر برسانیم تا از دوام بشریت اطمینان حاصل شود.
society's progress can be measured by its collective extropy and organizational efficiency.
پیشرفت جامعه میتواند با اکستروپی جمعی و کارایی سازمانی آن اندازه گیری شود.
the new policy aims to promote extropy by reducing bureaucratic obstacles.
سیاست جدید به منظور افزایش اکستروپی با کاهش موانع اداری طراحی شده است.
information theory demonstrates that systems naturally tend toward higher extropy over time.
نظریه اطلاعات نشان میدهد که سیستمها به طور طبیعی در طول زمان به سمت اکستروپی بیشتر میل میکنند.
engineers designed the network to maximize extropy while minimizing latency.
مهندسان شبکه را طوری طراحی کردند که اکستروپی را به حداکثر برسانند در حالی که تاخیر را به حداقل میرسانند.
the philosopher proposed that ethical decisions should be guided by principles of extropy.
فیلسوف پیشنهاد داد که تصمیمات اخلاقی باید بر اساس اصول اکستروپی هدایت شوند.
climate systems show complex relationships between entropy and extropy at different scales.
سیستمهای آب و هوا روابط پیچیدهای بین 엔تروپی و اکستروپی در مقیاسهای مختلف نشان میدهند.
companies that embrace innovation tend to exhibit higher levels of organizational extropy.
شرکتهایی که نوآوری را پذیرفتهاند، معمولاً سطح بالاتری از اکستروپی سازمانی نشان میدهند.
the researcher developed a framework for measuring extropy in complex adaptive systems.
پژوهشگر چارچوبی برای اندازه گیری اکستروپی در سیستمهای ادواتی پیچیده توسعه داد.
technological advancement has created unprecedented opportunities for increasing extropy in human systems.
پیشرفت فناوری فرصتهای بدون پیشینهای برای افزایش اکستروپی در سیستمهای انسانی ایجاد کرده است.
the equilibrium between entropy and extropy determines the stability of any closed system.
تعادل بین انتروپی و اکستروپی پایداری هر سیستم بسته را تعیین میکند.
critics argue that excessive focus on extropy may neglect important aspects of human experience.
انتقادات میگویند که تمرکز بیش از حد بر اکستروپی ممکن است جنبههای مهم تجربه انسانی را نادیده گیرد.
principles of extropy
اصل اکستروپی
extropy and entropy
اکستروپی و انتروپی
maximize extropy
بیشینه سازی اکستروپی
extropy movement
تحرک اکستروپی
quest for extropy
جستجوی اکستروپی
embracing extropy
پذیرش اکستروپی
pursuing extropy
دنبال کردن اکستروپی
drive for extropy
مotive اکستروپی
extropy vision
دیدگاه اکستروپی
the scientist argued that we must maximize extropy to ensure humanity's long-term survival.
دانشمند میگوید که باید اکستروپی را به حداکثر برسانیم تا از دوام بشریت اطمینان حاصل شود.
society's progress can be measured by its collective extropy and organizational efficiency.
پیشرفت جامعه میتواند با اکستروپی جمعی و کارایی سازمانی آن اندازه گیری شود.
the new policy aims to promote extropy by reducing bureaucratic obstacles.
سیاست جدید به منظور افزایش اکستروپی با کاهش موانع اداری طراحی شده است.
information theory demonstrates that systems naturally tend toward higher extropy over time.
نظریه اطلاعات نشان میدهد که سیستمها به طور طبیعی در طول زمان به سمت اکستروپی بیشتر میل میکنند.
engineers designed the network to maximize extropy while minimizing latency.
مهندسان شبکه را طوری طراحی کردند که اکستروپی را به حداکثر برسانند در حالی که تاخیر را به حداقل میرسانند.
the philosopher proposed that ethical decisions should be guided by principles of extropy.
فیلسوف پیشنهاد داد که تصمیمات اخلاقی باید بر اساس اصول اکستروپی هدایت شوند.
climate systems show complex relationships between entropy and extropy at different scales.
سیستمهای آب و هوا روابط پیچیدهای بین 엔تروپی و اکستروپی در مقیاسهای مختلف نشان میدهند.
companies that embrace innovation tend to exhibit higher levels of organizational extropy.
شرکتهایی که نوآوری را پذیرفتهاند، معمولاً سطح بالاتری از اکستروپی سازمانی نشان میدهند.
the researcher developed a framework for measuring extropy in complex adaptive systems.
پژوهشگر چارچوبی برای اندازه گیری اکستروپی در سیستمهای ادواتی پیچیده توسعه داد.
technological advancement has created unprecedented opportunities for increasing extropy in human systems.
پیشرفت فناوری فرصتهای بدون پیشینهای برای افزایش اکستروپی در سیستمهای انسانی ایجاد کرده است.
the equilibrium between entropy and extropy determines the stability of any closed system.
تعادل بین انتروپی و اکستروپی پایداری هر سیستم بسته را تعیین میکند.
critics argue that excessive focus on extropy may neglect important aspects of human experience.
انتقادات میگویند که تمرکز بیش از حد بر اکستروپی ممکن است جنبههای مهم تجربه انسانی را نادیده گیرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید