futurism

[ایالات متحده]/'fjuːtʃərɪz(ə)m/
[بریتانیا]/'fjʊtʃə'rɪzəm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. آینده‌نگری
شکل‌های واژه
جمعfuturisms

جملات نمونه

The artist's work is influenced by futurism.

هنر اثرگذاری از آینده‌نگری می‌کند.

Futurism focuses on technology and innovation.

آینده‌نگری بر فناوری و نوآوری تمرکز دارد.

She is studying the impact of futurism on society.

او در حال بررسی تأثیر آینده‌نگری بر جامعه است.

The futurism movement emerged in the early 20th century.

جنبش آینده‌نگری در اوایل قرن بیستم ظهور کرد.

The futurism exhibition showcases cutting-edge designs.

نمایشگاه آینده‌نگری طرح‌های پیشرو را به نمایش می‌گذارد.

Many science fiction novels embody elements of futurism.

بسیاری از رمان‌های علمی تخیلی عناصر آینده‌نگری را در خود جای داده‌اند.

Futurism encourages thinking beyond the present.

آینده‌نگری تفکر فراتر از زمان حال را تشویق می‌کند.

The futurism conference will feature leading experts in the field.

کنفرانس آینده‌نگری با حضور متخصصان برجسته در این زمینه برگزار خواهد شد.

The company's vision is aligned with the principles of futurism.

چشم‌انداز شرکت با اصول آینده‌نگری همسو است.

Students are exploring futurism in their art project.

دانشجویان در حال بررسی آینده‌نگری در پروژه هنری خود هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید