exwife

[ایالات متحده]/ɛks waɪf/
[بریتانیا]/ɛks waɪf/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. همسر سابق
Word Forms
جمعexwives

عبارات و ترکیب‌ها

exwife drama

درام همسر سابق

exwife issues

مشکلات همسر سابق

exwife support

حمایت از همسر سابق

exwife custody

نگهداری همسر سابق

exwife relationship

رابطه با همسر سابق

exwife visit

بازدید از همسر سابق

exwife problems

مشکلات همسر سابق

exwife conflict

درگیری با همسر سابق

exwife expenses

هزینه های همسر سابق

exwife agreement

توافق با همسر سابق

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید