| جمع | ex-partners |
my ex-partner
پارتنر سابق من
an ex-partner
یک پارتنر سابق
ex-partners
پارتنرهاي سابق
dating ex-partner
پارتنر سابق را دوست داشتن
new ex-partner
پارتنر سابق جدید
ex-partner's house
خانه پارتنر سابق
support ex-partner
پشتیبانی از پارتنر سابق
meet ex-partner
مقابله با پارتنر سابق
contact ex-partner
ارتباط با پارتنر سابق
i'm trying to move on from my ex-partner.
من سعی میکنم از رابطهٔ قبلیام به دور شوم.
it's awkward running into your ex-partner at a party.
دیدار با رابطهٔ قبلیتان در یک جشن گاهی اوقات احساس نامناسبی ایجاد میکند.
they had a difficult breakup with their ex-partner.
آنها با رابطهٔ قبلیشان یک شکست سخت داشتند.
my friend is still struggling with their ex-partner's behavior.
دوست من هنوز با رفتار رابطهٔ قبلیشان کفکشی میکند.
he introduced me to his ex-partner briefly.
او بهطور مختصر من را با رابطهٔ قبلیاش آشنا کرد.
she's dating someone new after her ex-partner.
او پس از رابطهٔ قبلیاش با یک نفر جدید رابطه دارد.
the divorce from his ex-partner was finalized last month.
اینها ماه گذشته از رابطهٔ قبلیاش طلاق گرفتند.
they share custody of their children with their ex-partner.
آنها با رابطهٔ قبلیشان مسؤولیت پرورش فرزندان خود را بهطور مشترک دارند.
he's blocked his ex-partner on social media.
او رابطهٔ قبلیاش را در شبکههای اجتماعی بلوک کرده است.
it's important to respect your ex-partner's boundaries.
احترام به مرزهای رابطهٔ قبلیتان مهم است.
she's seeking therapy to cope with her ex-partner.
او در حال جستجوی درمان روانی برای مقابله با رابطهٔ قبلیاش است.
he avoids talking about his ex-partner.
او از صحبت کردن دربارهٔ رابطهٔ قبلیاش پرهیز میکند.
my ex-partner
پارتنر سابق من
an ex-partner
یک پارتنر سابق
ex-partners
پارتنرهاي سابق
dating ex-partner
پارتنر سابق را دوست داشتن
new ex-partner
پارتنر سابق جدید
ex-partner's house
خانه پارتنر سابق
support ex-partner
پشتیبانی از پارتنر سابق
meet ex-partner
مقابله با پارتنر سابق
contact ex-partner
ارتباط با پارتنر سابق
i'm trying to move on from my ex-partner.
من سعی میکنم از رابطهٔ قبلیام به دور شوم.
it's awkward running into your ex-partner at a party.
دیدار با رابطهٔ قبلیتان در یک جشن گاهی اوقات احساس نامناسبی ایجاد میکند.
they had a difficult breakup with their ex-partner.
آنها با رابطهٔ قبلیشان یک شکست سخت داشتند.
my friend is still struggling with their ex-partner's behavior.
دوست من هنوز با رفتار رابطهٔ قبلیشان کفکشی میکند.
he introduced me to his ex-partner briefly.
او بهطور مختصر من را با رابطهٔ قبلیاش آشنا کرد.
she's dating someone new after her ex-partner.
او پس از رابطهٔ قبلیاش با یک نفر جدید رابطه دارد.
the divorce from his ex-partner was finalized last month.
اینها ماه گذشته از رابطهٔ قبلیاش طلاق گرفتند.
they share custody of their children with their ex-partner.
آنها با رابطهٔ قبلیشان مسؤولیت پرورش فرزندان خود را بهطور مشترک دارند.
he's blocked his ex-partner on social media.
او رابطهٔ قبلیاش را در شبکههای اجتماعی بلوک کرده است.
it's important to respect your ex-partner's boundaries.
احترام به مرزهای رابطهٔ قبلیتان مهم است.
she's seeking therapy to cope with her ex-partner.
او در حال جستجوی درمان روانی برای مقابله با رابطهٔ قبلیاش است.
he avoids talking about his ex-partner.
او از صحبت کردن دربارهٔ رابطهٔ قبلیاش پرهیز میکند.
Explore frequently searched vocabulary
Want to learn vocabulary more efficiently? Download the DictoGo app and enjoy more vocabulary memorization and review features!
Download DictoGo Now