eyelets

[ایالات متحده]/ˈaɪlɪts/
[بریتانیا]/ˈaɪlɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرم جمع ایلت؛ سوراخ‌ها یا روزنه‌های کوچک
v. شخص سوم مفرد ایلت، ایجاد سوراخ‌های کوچک

عبارات و ترکیب‌ها

metal eyelets

میخ‌های فلزی

eyelets design

طراحی میخ

eyelets holes

سوراخ‌های میخ

eyelets reinforcement

تقویت میخ

decorative eyelets

میخ‌های تزئینی

eyelets fabric

پارچه میخ

eyelets lacing

لبه‌دوزی میخ

eyelets setting

تنظیم میخ

eyelets stitching

دوخت میخ

eyelets closure

بست میخ

جملات نمونه

the shoes have metal eyelets for durability.

کفش‌ها دارای حلقه‌های فلزی برای افزایش دوام هستند.

she threaded the laces through the eyelets carefully.

او با دقت بندها را از طریق حلقه‌ها عبور داد.

eyelets can be used for various crafting projects.

می‌توان از حلقه‌ها برای پروژه‌های مختلف هنری استفاده کرد.

the designer added decorative eyelets to the dress.

طراح حلقه‌های تزئینی به لباس اضافه کرد.

he replaced the broken eyelets on his jacket.

او حلقه‌های شکسته روی ژاکت خود را تعویض کرد.

eyelets help to reinforce the fabric in clothing.

حلقه‌ها به تقویت پارچه در لباس‌ها کمک می‌کنند.

she chose shoes with colorful eyelets for a fun look.

او کفش‌هایی با حلقه‌های رنگارنگ برای داشتن ظاهری جذاب انتخاب کرد.

some eyelets are designed to prevent fraying.

برخی از حلقه‌ها برای جلوگیری از پاره شدن طراحی شده‌اند.

he admired the craftsmanship of the eyelets on the boots.

او از مهارت ساخت حلقه‌های روی چکمه‌ها تحسین کرد.

eyelets can add a unique touch to any garment.

می‌توان حلقه‌ها را به هر لباسی ظاهری منحصربه‌فرد بخشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید