| جمع | ringss |
rings a bell
صدای آن را شنیده ام
wedding rings
انگشتر ازدواج
phone rings
تلفن زنگ میزند
rings true
صادقانه به نظر میرسد
rings out
به صدا در میآید
rings up
ثبت میکند
rings the changes
تغییرات را ایجاد میکند
rings the alarm
آژیر را به صدا در میآورد
rings in
آغاز میکند
rings loudly
بلند زنگ میزند
the phone rings, and i answer it.
گوشی زنگ میخورد و من به آن پاسخ میدهم.
she wears beautiful rings on her fingers.
او حلقههای زیبا به انگشتانش میپوشد.
the church bells ring out across the valley.
زنگهای کلیسا در سراسر دره به صدا در میآیند.
he proposed to her with a diamond ring.
او به او با یک حلقه الماس پیشنهاد ازدواج داد.
the boxer's hands were wrapped and ready to ring the bell.
دستهای بوکسور بسته شده و آماده زنگ خوردن بودند.
the alarm rings loudly at six in the morning.
ساعت هشدار صبح ساعت شش به صدا در میآید.
the water rings left marks on the table.
حلقههای آب جای خود را روی میز گذاشتند.
the company rings in a new era of growth.
شرکت وارد یک عصر جدید رشد میشود.
the wedding rings symbolize their eternal love.
حلقههای ازدواج عشق ابدی آنها را نشان میدهند.
the doorbell rings, signaling a visitor.
زنگ در به صدا درآمدن، نشاندهنده حضور یک مهمان است.
the stock market rings the alarm for investors.
بازار سهام برای سرمایهگذاران زنگ خطر را به صدا در میآورد.
rings a bell
صدای آن را شنیده ام
wedding rings
انگشتر ازدواج
phone rings
تلفن زنگ میزند
rings true
صادقانه به نظر میرسد
rings out
به صدا در میآید
rings up
ثبت میکند
rings the changes
تغییرات را ایجاد میکند
rings the alarm
آژیر را به صدا در میآورد
rings in
آغاز میکند
rings loudly
بلند زنگ میزند
the phone rings, and i answer it.
گوشی زنگ میخورد و من به آن پاسخ میدهم.
she wears beautiful rings on her fingers.
او حلقههای زیبا به انگشتانش میپوشد.
the church bells ring out across the valley.
زنگهای کلیسا در سراسر دره به صدا در میآیند.
he proposed to her with a diamond ring.
او به او با یک حلقه الماس پیشنهاد ازدواج داد.
the boxer's hands were wrapped and ready to ring the bell.
دستهای بوکسور بسته شده و آماده زنگ خوردن بودند.
the alarm rings loudly at six in the morning.
ساعت هشدار صبح ساعت شش به صدا در میآید.
the water rings left marks on the table.
حلقههای آب جای خود را روی میز گذاشتند.
the company rings in a new era of growth.
شرکت وارد یک عصر جدید رشد میشود.
the wedding rings symbolize their eternal love.
حلقههای ازدواج عشق ابدی آنها را نشان میدهند.
the doorbell rings, signaling a visitor.
زنگ در به صدا درآمدن، نشاندهنده حضور یک مهمان است.
the stock market rings the alarm for investors.
بازار سهام برای سرمایهگذاران زنگ خطر را به صدا در میآورد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید